امدادهای غیبی در زندگی بشر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢
مسیحی اغلب اطفال در اوائل عمر به وجود خدائی شبیه انسان ایمان میآورند مثل اینکه بشر بشکل خدا آفریده شده است . این افراد هنگامی که وارد محیط علمی میشوند و بفرا گرفتن و تمرین مسائل علمی اشتغال میورزند این مفهوم انسانی شکل و ضعیف خدا نمیتواند با دلائل منطقی و مفاهیم علمی جور در بیاید و بالنتیجه بعد از مدتی که امید هر گونه سازش از بین میرود مفهوم خدا نیز بکلی متروک و از صحنه فکر خارج میشود . علت مهم این کار آن است که دلائل منطقی و تعریفات علمی وجدانیات یا معتقدات پیشین این افراد را عوض نمیکند و احساس اینکه در ایمان بخدا قبلا اشتباه شده و همچنین عوامل دیگر روانی باعث میشوند که شخص از نارسائی این مفهوم بیمناک شود و از خداشناسی اعراض و انصراف حاصل کند " . این دانشمند دو علت برای اعراض از دین و خدا ذکر کرده است : یکی نامساعد بودن بعضی از محیطهای اجتماعی که الزاما ماتریالیسم را یک عقیده رسمی میشناساند . دیگر سوء تفاهمی که در مسئله خدا برای دانشمندان پیدا میشود . علت این سوء تفاهم آن است که فکر و عقیده خدا را در کودکی از کسانی فرا میگیرد که مدعی خداشناسی هستند ولی خدا را نمیشناسند ، ذات خدا و صفات خدا و طرز دست اندرکار بودن خدا در کار عالم را طوری تعلیم میکنند که با عقل و علم و منطق جور نمیآید ، یک مفهوم نامعقولی از خدا و دین بمردم تعلیم میکنند ، بدیهی است که دانشمند پس از آنکه با عقل و علم و منطق آشنا شد نمیتواند