معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٢
گرفتهاند و خدا بر يارى آنها تواناست. همانهايى كه بناحق از ديارشان رانده شدند (و جرمى نداشتند) جز اينكه مىگفتند: پروردگار ما اللَّه است و اگر خداوند بعضى را به وسيله بعضى ديگر دفع نمىكرد، ديرها و صومعهها و معابد يهود و نصارا و مساجدى كه نام خدا در آنها بسيار برده مىشود، ويران مىگرديد و خداوند، كسانى را كه او را يارى كنند (و از آيينش دفاع نمايند) يارى مىكند، خداوند قوى و شكستناپذير است.
هنگامى كه مسلمانان در مكه بودند، پيوسته مورد آزار و ضرب و شتم مشركان قرار گرفته، با تنى مجروح و دلى شكسته خدمت پيامبر اكرم (ص) مىآمدند و از اين وضع، شكايت مىكردند. رسول خدا (ص) نيز آنان را به صبر دعوت مىكرد و مىفرمود: من به جنگمأمور نشدهام؛ تا اينكه از مكه به مدينه هجرت نمود و اين آيه نازل گرديد كه اوّلين آيه در مورد جهادبود. «١» اجازه دفاع جنگ دفاعى اسلام به خاطر حمايت از مكتب، عقيده و دفاع از مردم و عزت و شرافت اسلامى انجام مىشود و چنين دفاعى نه تنها حكم شرع، بلكه مقتضاى فطرت سالم و عقل هر انسان آزادهاى است. به همين دليل است كه نخستين حكم جهاد با عنوان «اجازه» بيان شده؛ يعنى پيش از آنكه امر به دفاع نازل شود، مسلمانان بنا بر فطرت انسانى خود مشتاق مبارزه عليه ستمگران بودند و اجازه چنين جهادى را درخواست مىكردند. بنابراين، مىتوان گفت كه حكم دفاع در اسلام، پاسخ مثبت به يكى از نيازهاى فطرى و ارزشهاى ارجمند انسانى است.
فلسفه جهاد از آيه مزبور استفاده مىشود كه تمام مراكز عبادت، در سايه جهاد فى سبيلاللَّه پابرجا و استوار مىماند. «آرى اگر افراد با ايمان و غيور، دست روى دست بگذارند و تماشاچى فعاليتهاى ويرانگرانه طاغوتها و مستكبران و افراد بىايمان و ستمگر باشند و آنها ميدان