معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠
بطور اشاره، گفت: تو توانايى تحمّل ديدن كارهاى مرا ندارى.
دوم آنكه وقتى موسى (ع) وعده داد كه مخالفت نكند، امر به پيروى نكرد و نگفت: «خيلى خوب بيا» بلكه او را آزاد گذاشت تا اگر خواست بيايد و فرمود: «فَانِ اتَّبَعْنى» اگر مرا پيروى كردى.
سوم آنكه بطور مطلق او را از سؤال نهى نكرد، بلكه نهى خود را منوط به پيروى كرد و گفت:
«اگر بنا داشتى از من پيروى كنى نبايد از من چيزى بپرسى» تا بفهماند كه نهىاش صرف پيشنهاد نيست، بلكه پيروى او چنين اقتضا مىكند.» «١» نكات تربيتى الف- علم را بايد براى عمل آموخت: در اين داستان حضرت موسى (ع) به خضر (ع) مىگويد:
«هَلْ اتَّبِعُكَ عَلى انْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً» آيا من از تو پيروى كنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده است و مايه رشد و اصلاح است به من بياموزى. «٢» ب- در كارها نبايد عجله كرد: دليل اينكه حضرت خضر (ع) بعد از هر حادثهاى بدون درنگ رمزش را بيان نمىكرد، اين بود كه مىخواست به موسى بياموزد كه بسيارى از امور نياز به فرصت مناسب دارد، بخصوص كارهاى پر اهميّت «الْامُورُ مَرْهُونَةٌ بِاوْقاتِها» «٣» ج- چهره ظاهر و چهره باطن حوادث: داستان موسى و خضر به ما مىآموزد كه نبايد در مورد رويدادهاى ناخوشايند زندگى عجولانه قضاوت كرد؛ زيرا چه بسيار حوادثى كه ما آن را ناخوشايند مىپنداريم؛ امّا بعد معلوم مىشود كه از الطاف پنهانى الهى بوده است و توجّه به اين واقعيت باعث مىشود كه انسان با بروز حوادث ناگوار، فورى نااميد نشود.