اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٤
٣- لزوم صلاحيتهاى اخلاقى در مسائل سياسى علاوه بر آنچه ياد شد، تجربه نيز لزوم صلاحيتهاى اخلاقى سياستمداران را چون روز، روشن ساخته است؛ تاريخ گواهى مىدهد كه هر گاه حاكمان و سردمداران جوامع بشرى، انسانهاى عاقل، با فرهنگ و خود ساخته بودهاند، ملّتها نيز نيكوكار، خوش اخلاق و سعادتمند بودهاند و هر وقت، سياستمداران، تبهكار، خودسر و عارى از فضايل انسانى بودهاند، جامعهها نيز روى سعادت را نديدهاند و در منجلاب فساد و تباهى غوطهور گشتهاند، چرا كه به تعبير حكيمانه امام على صلواتالله عليه:
«النَّاسُ بِامَرائِهِمْ اشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ» «١» مردم (در خلق و خوى) به حاكمان خويش شبيهترند تا به پدرانشان.
بدين سبب، اسلام با جديّت تمام بر اخلاق نيك مسؤولان نظام اسلامى از بالا تا پايين اصرار ورزيده است و با وجود صالحان به ديگران اجازه دخالت در امور مردم را نمىدهد. چنانكه با وجود اصلح نوبت به صالح نمىرسد. شرط عصمت در پيامبر و امام و شرط عدالت در ولىّ فقيه، مجتهد، قاضى، امام جماعت و ... بر اثبات اهميت مطلب كافى است، ولى براى تبرّك، فرازهايى از عهدنامه اميرمؤمنان (ع) به مالك اشتر را مرور مىكنيم.
امير مؤمنان صلوات اللَّه عليه در اين گنجينه ارزشمند كه به عنوان منشور جاويد