زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٦ - ارزيابى امام از شيخين
«شگفتا! او در زمان حياتش فسخ بيعت مردم را درخواست مىكرد امّا در واپسين روزهاى عمرش خلافت را به عمر اختصاص داد. درحقيقت اين دو خلافت را مانند دو پستان شتر ميان خويش تقسيم كردند».
آنگاه على عليه السلام به توصيف شخصيّت خليفه دوّم پرداخته، مىگويد:
«عمر، خلافت را در جايگاهى خشن و ناهموار قرار داد چنان كه اگر زخمى به آن مىزد، زخمش كارى و عميق مىشد و اگر به او نزديك مىشد لمس كردنش سخت و دشوار بود. لغزشهايش فراوان و پوزش خواهىاش بسيار بود. در زمان او حكومت چونان شترى سركش شده بود كه اگر مهارش را سخت مىكشيدند و رها نمىكردند بينى شتر مىشكافت و اگر به حال خود واگذارش مىكردند در پرتگاه مرگ فرو مىافتاد. حكومت به چنين اوضاع نابسامانى گرفتار آمده بود نه شدّت عمل در آن مفيد واقع مىشد كه براى مردم زيان آور بود و نه سهلانگارى و مسامحه سودى دربر داشت كه اوضاع را بيش از پيش آشفتهتر مىساخت.»
چنين به نظر مىرسد كه امام مىخواهد بدين نكته اشاره كند كه نرمش و سختگيرى عمر كافى نبود و همچنين در وقت مناسبى اعمال نمىشد.
بلكه در جايى كه بايد نرمش به خرج مىداد سخت مىگرفت و در جايى كه مقام اقتضاى شدّت عمل داشت، نرمى و مدارا به خرج مىداد.
سپس حضرت به توصيف حال مردمى كه به اشتباه گرفتار آمدند و راه هدايت را از گمراهى باز نشناختند، پرداخته مىگويد كه سرپيچى نخست مردم، آنان را به حالت نفاق و سير در گمراهى سوق داد. امّا من در اين