زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٠ - ياران پيامبر حاميان امام
كس ديگرى جز تو مقرّر داشته انكار مكن و نخستين كسى مباش كه از دستور رسول خدا صلى الله عليه و آله در مورد جانشين و برگزيدهاش، سرپيچى كرد و از فرمانش روى گردانيد. حق را به اهل آن بازگردان تا ايمن و آسوده شوى و به گمراهى خود بيش از اين ادامه مده كه پشيمان شوى و در بازگشت به سوى خداوند شتاب جو كه گناهانت را سبك كند و خود را بدين خلافتى كه خداوند آن را براى تو مقرّر نداشته، لحظهاى كانديد مكن كه كيفر كردارت را خواهى چشيد. ديرى نخواهد پاييد كه تو آنچه را كه دارى از دست خواهى داد و به سوى پروردگارت مىروى و او تو را از آنچه كردهاى، مىپرسد و «پروردگارت نسبت بهبندگان، ستمگر نيست».
آنگاه خزيمة بن ثابت از جا برخاست و گفت: اى مردم! آيا نمىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله گواهى مرا به تنهايى پذيرفت و ديگرى را براى دادن گواهى در كنار من قرار نداد؟ گفتند: چرا مىدانيم. گفت: پس گواهى مىدهم از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود:
«اهل بيت من حق و باطل را از هم جدا مىسازند و اينانند پيشوايانى كه بديشان اقتدا مىشود». من آنچه را كه مىدانستم، گفتم و جز رساندن پيغام مسؤليتى ديگرى نداشتم.
سپس ابوالهيثم فرزند تيهان از جا برخاست و گفت: من نيز گواهى مىدهم كه پيامبر صلى الله عليه و آله على را در روز غدير خم بلند كرد. انصار گفتند:
پيامبر، على را جز براى خلافت تعيين نكرد و برخى ديگر نيز گفتند:
على را معرفى نكرد مگر براى آنكه مردم بدانند كه او مولاى كسى است كه