زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٨ - ياران پيامبر حاميان امام
حفظ كنيد و كارى را به شما مىسپارم، آن را پاس داريد. به هوش كه على بن ابىطالب پس از من امير شما و جانشين من در ميان شماست و اين سفارشى است كه پروردگارم به من فرمود.
بدانيد كه اگر وصيّت مرا درباره او پاس نداريد و او را ياورى نكنيد در احكام خود دچار اختلاف مىگرديد و كار دينتان برشما آشفته خواهد شد و ولايت شما را بدترين كسانتان به دست خواهند گرفت. بدانيد كه اهل بيت من وارثان كار من و پس از من دانايان به امور امّتم مىباشند.
خداوندا هركس از امّت من كه از ايشان پيروى كرد و وصيّت مرا درباره ايشان پاس داشت با من محشور فرما و به آنان بهرهاى از همنشينى من عطا فرما تا بوسيله آن نور آخرت را درك كنند، و هر كس از آنان كه جانشينى مرا در خاندانم تباه كرد بر وى بهشتى را كه پهنايش به وسعت آسمان و زمين است، حرام فرما».
عمر با شنيدن سخنان خالد گفت:
خاموش خالد! تو از كسانى كه اهل مشورت باشند و يا به گفتارشان اقتدا شود، نيستى.
خالد نيز پاسخ داد:
تو خاموش باش اى فرزند خطاب! چرا كه تو از زبان كس ديگرى سخن مىگويى. به خدا سوگند قريش نيك مىداند كه تو از نظر حَسَب پستترين و از نظر منصب پستترين و بىارزشترين هستى و كم برخوردارترين شخص از خدا وپيامبرش هستى. تو در جنگها ترسويى و در مال بسيار بخل مىورزى و بد ذاتى. تو در ميان قريشيان هيچ افتخارى