زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥١ - امام على دربرابر دشواريها
هر پژوهشگر تاريخ بخوبى درمىيابد كه هر نيروى سياسى كه با خط ابوسفيان همگام و همپيمان مىشد، مىتوانست براحتى سر رشته امور را در دست خود گيرد. ابو سفيان درآغاز كوشيد با امام على همپيمان گردد امّا على عليه السلام خواسته او را نپذيرفت. آنگاه ابوسفيان با برخى از عناصر خط دوّم كه ميانهروتر قلمداد مىشدند، همسو گشت. زيرا على عليه السلام در راه خداوند بسيار سختگير و انعطافناپذير بود.
در برخى از مدارك و متون تاريخى آمده است كه ابوسفيان پس از وفات رسول اكرم صلى الله عليه و آله به نزد على رفت و آنحضرت را به گرفتن حقوقش تشويق كرد و به او قول داد كه شهر را از اسب و سوار پر كند، امّا على عليه السلام با قاطعيّت پيشنهاد او را رد كرد و خطبه پر مغزى ايراد نمود كه در آن مردم را به گرايش به آخرت تشويق كرد و از تمايل به دنيا برحذر داشت.
آنحضرت در مطلع اين خطبه مىفرمايد:
«اى مردم! امواج فتنهها را با كشتيهاى نجات بشكافيد و از طريق دشمنى و مخالفت باز گرديد و تاجهاى فخر فروشى را بر زمين نهيد. آن كس كه با بال و پر قيام مىكند، رستگار است و آن كس كه تسليم شده راحت و آسوده است.
اين (دنيا يا خلافت) آبى است بد بوى و لقمهاى است كه در گلوى خورندهاش گير مىكند و آن كس كه ميوه را كال بچيند همچون كشاورزى است كه در زمين ديگرى به كشت و كار پردازد. پس اگر سخنى بر زبان آورم، گويند بر حكومت حرص مىورزد و اگر خاموش بنشينم گويند از