زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٧ - بيعت غدير خُم
و صلاحى در جانشين گرداندن على توسّط پيامبر صلى الله عليه و آله نمىديده است. ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مىنويسد:
احمد بن ابوطاهر نويسنده كتاب تاريخ بغداد، با اسناد از ابن عبّاس نقل كرده است كه گفت:
در نخستين روزهاى خلافت عمر نزد او رفتم. براى او ظرفى از خرما بر چرمى نهاده بودند. عمر مرا به خوردن دعوت كرد. من نيز دانهاى خرما خوردم. عمر همچنان به خوردن ادامه داد تا خرماها تمام شد. سپس از كوزهاى كه كنارش بود آب نوشيد وبر پشت دراز كشيد وبر بالشش خوابيد وشروع به حمد وستايش خداى كرد وپيوسته حمد اورا تكرار نمود. سپس گفت: عبداللَّه از كجا مىآيى؟ گفتم: از مسجد. پرسيد: پسر عمويت را چگونه پشت سر گذاشتى؟ گمان كردم كه مقصود وى عبداللَّه بن جعفر است، گفتم: او را واگذاشتم تا با همسالانش بازى كند. عمر گفت: از او نپرسيدم بلكه از بزرگترين شما اهل بيت پرسش كردم. گفتم: او را ترك كردم در حالى كه با مشك به نخلهاى فلانى آب مىدهد و قرآن مىخواند.
عمر گفت: عبداللَّه! قربانى كردن شترى بر من باشد اگر از من چيزى پنهان كنى، آيا هنوز در دل على نسبت به خلافت چيزى باقى است؟ گفتم:
آرى. گفت: آيا مىپندارد كه رسول خدا او را براى خلافت برگزيده است؟ گفتم: آرى و افزودم كه از پدرم نيز درباره ادعاى على پرسيدم او هم گفت: على راست مىگويد.
عمر گفت: مقام و جايگاه رسول خدا بسى بالاتر از آن بود كه سخنى بر