زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٠٠
به چهرهام خورد. از جبرئيل پرسيدم: اين نورى كه ديدم چه بود؟ گفت:
اى محمّد! اين نور مهر و ماه نبود بلكه يكى از كنيزكان بهشتى علىبن ابىطالب بود كهاز قصرش پديدار شد و به تو نگريست وخنديد و ايننور از دهانش بيرون آمد. او در بهشت همواره مىگردد تا هنگامى كهاميرمؤمنان بهبهشت وارد شود». [١]
حاكم در امالى و ابوسعيد واعظ در شرف المصطفى و ابو عبداللَّه نطنزى در خصائص به اسناد خود نقل كردهاند كه زيد بن على در حالى كه موى خود را به دست گرفته بود گفت: فرمود به من حسين بن على در حالى كه موى خود را به دست گرفته بود گفت: فرمود به من على بن ابىطالب در حالى كه موى خود را به دست گرفته بود گفت: فرمود به من رسول خدا صلى الله عليه و آله در حالى كه موى خود را به دست گرفته بود كه:
«هر كه ابو الحسن على را بيازارد در حقيقت مرا آزرده و آنكه مرا بيازارد خداى را آزردهاست و هر كه خدا را آزار دهد لعنت خدا بر او باد».
و در روايتى ديگر آمده است:
«هر كه خدا را بيازارد خداوند به اندازه تمام آسمانها و زمين بر او لعنت فرستد».
ترمذى در كتاب جامع و ابونعيم در حلية الاوليا و بخارى در صحيح و موصلى در مسند و احمد در فضايل و خطيب در اربعين از عمران بن
[١] - اليقين في امرة أميرالمؤمنين، ص ٦٢.