زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦٥ - روزهاى پايانى خلافت امام
شايد هدف والاى امام از اين سخنان تحكيم پايههاى ايمان در ميان اين پيشاهنگان، كه در واقع شيعيان مخلص و فداكار او به شمار مىآمدند، بود تا مگر بدين وسيله خط درخشان مكتب در ميان نسلهاى ديگر امتداد يابد.
تفرقه كوفيان از حق خود و اتحاد شاميان بر باطلشان، قلب آنحضرت را واقعاً به درد آورده بود آن گونه كه آرزو مىكرد معاويه ده نفر از ياران او را بگيرد و در برابر، يكى از ياران خود را به وى بدهد. سرانجام آنحضرت آخرين تير خود را رها كرد و گفت:
«هشدار مىدهم كه من از عتاب و خطاب با شما خسته شدهام. پس به من بگوييد شما چكار مىكنيد؟ اگر مىخواهيد در ركاب من بهسوى دشمن روانه شويد اين چيزى است كه من مىخواهم و دوست دارم و اگر در صدد چنين كارى نيستيد پس مرا از تصميم خود آگاه سازيد. به خدا سوگند اگر همه شما براى جنگ با دشمنان با من بيرون نياييد تا خداوند كه بهترين داوران است، ميان ما و آنان داورى نكند، بر شما نفرين مىكنم و خود به جنگ با دشمنانتان مىروم حتّى اگر تنها ده نفر مرا همراهى كنند».
«اوباشان شامى در يارى كردن ضلالت و گمراهى از شما پايدارترند و اتحاد آنان بر باطل خود از اتحاد شما بر هدايت و حقّتان بيشتر است پس درد و درمان شما چيست؟ آنان مانند شمايند و اگر تا روز قيامت با ايشان جنگ شود، از ميدان نمىگريزند». [١]
[١] - سيرة الأئمّة الاثنى عشر، ص ٤٩٩.