زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣ - ميلاد معجزهآسا
ورحمهاى پاك و پاكيزهاى كه ايشان را به دنيا آوردند، گرامى دارد. چنانكه همين كار را با مريم صديقه يا با زكريا و همسرش، به خاطر جايگاهى كه نزد خداوند داشتند، انجام داد.
يا آن كه علّت و عوامل ديگرى در كار بوده است. امّا به هر علّت هم كه باشد بايد گفت كه ولادت معجزه آسا، خود پيامى است آشكار به مردم كه شأن آن مولود بزرگ رابيان مىكند. آيا براستى چنين نيست؟
پس از آن كه مادر على عليه السلام همراه با كودكش بيرون آمد، پيامبر صلى الله عليه و آله به استقبال او شتافت زيرا مىدانست كه همين كودك در آينده وصى و خليفه او خواهد شد. از اين رو سرورى وصفناپذير قلب بزرگ او را دربر گرفت.
اين دو، از اين لحظه، هرگز از يكديگر جدا نشدند تا آن كه پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى پروردگارش رحلت كرد. على عليه السلام نيز، از سنّت پيامبر تا لحظه شهادتش دست برنداشت.
هنگامى كه امام على عليه السلام با افتخار از اين ارتباط گرم خود و پيامبر صلى الله عليه و آله سخن مىگويد، جاى هيچ ترديدى براى ما باقى نمىگذارد كه اين ارتباط، تقدير پروردگار جهان بوده و در رساندن پيام او به مردمان نقش بزرگى ايفا كرده است.
امام على عليه السلام مىفرمايد:
من در كودكى سينههاى عرب را به زمين ماليدم، و پيشانى اشراف ربيعه و مضر را به خاك سائيدم، و شما ارتباط من و رسول خدا صلى الله عليه و آله را در اين خويشى نزديك و جايگاه مخصوص مىدانيد.