زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٤ - صفّين فرازى حسّاس
پى ريزى مىكرد و ثروتهاى هنگفت را روىهم مىانباشت و بر منفعت طلبان حاتم بخشىها مىنمود از اين قانون مستثنى بودند. هنگامى هم كه از عمر در اين باره سؤال مىشد، چشم پوشى خود را با اين عبارت توجيه مىكرد كه معاويه سمبُل عزّت و سرفرازى اسلام است!!
البته گمان مبريد كه عمر مى توانست بدون پرداخت بهايى سنگين در مقابل اقدامات معاويه قد برافرازد. او حتّى به خاطر برخى از فشارها و تنگناهايى كه بر حزب اموى آن هم در پايتخت و نه در شام قرار داده بود، جان خود را از كف داد.
با اين وصف معاويه مىپنداشت كه مىتواند همچنان در زمان خلافت على عليه السلام هم بر شام حكم براند و چيزى هم جز فرمان امام مبنى بر عزل او و انتصاب ديگرى به جاى وى، او را بيمناك نكرد!! امام بيش از هر كس ديگر به ماهيّت معاويه آگاه بود و حركت امام براى جنگ با معاويه به معناى پيروزى حتمى آنحضرت بر او نبود. زيرا سپاه معاويه كه زير پرچم جاهليّت گرد آمده بودند با سپاه آنحضرت كه بيشتر آنان هنوز در گيرودار هواهاى نفسانى خود به سر مىبردند و همگى خالصانه در خدمت آن امام نبودند، با وجود اندك ياران مؤمن و مخلص، بسيار تفاوت داشت.
امام خود در چند جا به اين نكته تصريح كرده است. از جمله يك بار به افراد خود فرمود:
«اى كاش معاويه سپاهش را با سپاه من عوض مى كرد مانند عوض