زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٨ - جنگ جَمَل
و من با اعتماد به شما، پس از تكيه بر خدا، براى فداكاريهايى كه در قبال نقض پيمان طلحه و زبير و سرپيچى ايشان از من و گرايش آنان به عايشه براى ايجاد فتنه و آشوب از خود نشان داديد به سويتان روانه گشتم». [١]
اعراب كوفى در دورههاى بعد همچنان محبّت و گرايش خود را به خاندان پيامبر از دست ندادند و خط مبارزاتى آنان عليه امويّون را ادامه دادند تا آنكه سرانجام خداوند طومار عمر حكومت بنى اميّه را در روزگار خلافت آل عبّاس در هم پيچيد.
هنگامى كه امام سپاه خود را بسيج كرد همراه با آنان عازم بصره شد و بدان شهر گام نهاد. آنحضرت در بصره خطبهاى مهم ايراد كرد و در آن به تبيين مشروعيّت نبرد با ناكثان (پيمان شكنان) پرداخت. على عليه السلام در اين سخنرانى استراتژى خود را در اين جنگ مطرح كرد و فرمود:
«بندگان خدا! بپا خيزيد براى جنگ با اين مردمان با سينههايى ستبر در جنگ. چون ايشان بيعت مرا شكستند و كارگزارم ابن حنيف را پس از كتكبسيار ورنج وآزار سخت از بصره بيرون كردند وسبابجه را كشتند و حكيم بن جبله عبدى را كشتند و نيز مردان شايسته ديگر را از پاى در آوردند سپس در پى تعقيب دوستداران من بر آمدند و آنان را در پناه هر ديوار و زير هر سقفى كه ديدند، گرفتند و پس از چند روز گردن زدند.
ايشان را چه شده است. خداوند بكشتشان به كجا مىروند؟ به سوى آنان بپا خيزيد و بر آنان سخت گيريد و بر آنان حمله كنيد در حالى كه بردبار
[١] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ص ٣٥.