زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٧ - جنگ جَمَل
شگفت آور نيست؟! آرى، طلحه نيز تا ديروز رئيس و رهبر آنان بود امّا امروز در شمار عوامل بنى اميّه در آمده است و حزب اموى به دست خود او، وى را از صحنه جامعه بيرون راند. اميرمؤمنان در وجوب جنگ با آنان هيچ گمان و ترديدى به خود راه نداد زيرا سرشت و اهداف پليد آنان را بخوبى دريافته و از طرفى پيامبر او را از وقوع اين ماجرا آگاه كرده و به او فرموده بود كه در آينده با پيمان شكنان در جنگ خواهد شد.
آرى امام در راه بيدارى مردم دشواريهاى فراوانى متحمّل شد و اگر مهاجران و انصار با بصيرت، براى دفع اين فتنه در كنار او نبودند و وى را با همان نيرو و قوّتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را يارى كردند، مدد نمى رساندند چه بسا كه قريش با توسّل به نيرنگها و نيروها و تعصبّات خود خطرى واقعى عليه بقاى اسلام به وجود مىآورد.
آنگاهامامبه سپاه كوفه كه كشور ايران را فتح كرده بودند، دستور داد كه درهمانجا بمانند و از مرزهاى اسلام پاسدارى كنند و براى فتح سرزمينهاى جديد سپاهيانى به اين سوى و آن سوى گسيل دارند. امام از اين جهت سپاه كوفه را براىاجراى اين مهم برگزيد كه مىدانست در ميان آنان تعدادى از ياران بابصيرت پيامبر ونيز شمارى از فقها و قرّا يافت مىشوند. آنحضرت در ملاقات خود با اين سپاه در ناحيه ذى قار بديشان فرمود:
«اى مردم كوفه! شما از گرامىترين مسلمانان و ميانهروترين ايشان و پر سهم ترين آنان در اسلام و نيكوترين عرب در سواركارى و تيراندازى هستيد. شما از ديگر اعراب به پيامبر و خاندان او بيشتر دوستى مى ورزيد