الصحيفة السجادية - آيتى، عبد المحمد - الصفحة ٢١١ - نيايش سى و دوم دعاى آن حضرت در حق خود پس از فراغت از نافله شب و اعتراف او به گناهان
به من ارزانى دار و از آنچه بيمناكم امان ده و رحمت سودمند خويش صله من ساز، كه تو كريمتر كسى هستى كه دست سؤال پيش او دارند.
اى خداوند من، همچنان كه مرا در اين جهان فانى، در محضر اقران و همسران پرده عفو بر گناهان كشيدى و فضل و احسان خويش ارزانى داشتى، در آن جهان باقى هم در محضر ملائكه مقرب و رسولان مكرّم و شهيدان و صالحان، از رسوايى نزد آن همسايه كه گناهان خود از او پوشيده مىداشتم و آن خويشاوند كه در اعمال نهانى خود از او شرم مىداشتم، در پناه خود دار.
اى پروردگار من، به آنان اعتماد نكردم كه راز مرا پوشيده دارند و به تو- اى پروردگار من- اعتماد دارم كه مرا مىآمرزى و تنها تو شايان آنى كه بر تو اعتماد كنند. تو بخشندهترين كسان هستى كه به او روى توان كرد، تو مهربانترين كسان هستى كه از او رحمت توان خواست.
پس بر من رحمت آور.
بار خدايا، من قطره آبى بى مقدار بودم كه مرا از پشت پدر از ميان آن استخوانهاى درهم فشرده و راههاى باريك به تنگناى رحم مادر- در پس آن پردهها كه بر آن پوشيدهاى- فرو افكندى. مرا از حالى به حالى در آوردى، تا آنگاه كه صورتى تمام يافتم و اعضا و جوارح من قوام گرفت، آن سان كه در كتاب خود آوردهاى: نطفهاى بود آن را خونى لخته ساختى، سپس چيزى همانند گوشت جويده، سپس استخوان آفريدى و آن استخوان به گوشت پوشانيدى و مرا چنان كه خود خواسته بودى، آفرينش ديگر دادى. [٣]. تا چون نيازمند روزى تو شدم و از
(٣) اشاره است به اين آيه: ثم خلقنا النطفة عَلَقة فخلقنا العلقة مضغة فخلقنا المضغة عظاماً فكسونا العظامَ لحماً، ثم أنشأناه خلقاً آخر، فتبارك اللّه احسن الخالقين. (سوره ٢٣- آيه ١٤)