الصحيفة السجادية - آيتى، عبد المحمد - الصفحة ٢٣٨ - نيايش سى و نهم در طلب عفو و رحمت
من آزارى ديده يا به سبب من ستمى بر او شده و من حقش را ضايع كردهام يا مانع دادخواهى او شدهام، پس بر محمد و خاندانش درود بفرست و به بزرگوارى و بخشندگى خويش از من خشنودش گردان و از خزانه كرمت حقش ادا فرما. آنگاه مرا از كيفرى كه به موجب حكم تو مستوجب آنم در امان آر و از عقوبتى كه به مقتضاى عدل توست رهايى بخش، زيرا كه مرا نيروى تحمل خشم و انتقام تو نيست و تاب و توان من غضب تو را بر نمىتابد، كه اگر به مقتضاى استحقاق من جزايم دهى هلاكم ساختهاى و اگر جامه رحمت خود بر من نپوشانى تباهم كردهاى.
اى خداوند من، از تو چيزى را مىطلبم كه عطاى آن از تو هيچ نكاهد و برگرفتن بارى را در خواست مىكنم كه بر تو گران نمىآيد. از تو مىطلبم بخشايش نفسم را، نفسى كه او را نيافريدى تا از خود، زيانى را دور سازى يا به سودى دست يابى، بلكه او را آفريدهاى تا قدرت خويش در آفرينش چنان چيزها به اثبات رسانى و آن را دليل توانايى خود بر خلقت همانندان آن قرار دهى.
بار خدايا، از تو مىخواهم كه بار گناه من برگيرى، كه سخت گرانبارم ساخته. از تو در تحمل بار گرانى كه از پايم درآورده است يارى مىجويم. پس بر محمد و خاندان او درود بفرست و مرا كه بر خود ستم كردهام عفو كن و رحمت خود بر گمار تا سبكبارم سازد. چه بسا رحمت تو گنهكاران را رسد و چه بسا ستمكاران كه مشمول عفو تو گردند. پس بر محمد و خاندان او درود بفرست و مرا سر دسته كسانى قرار ده كه از گناهانشان گذشتهاى و از گودالى كه خطاكاران در آن سرنگون شوند بيرون آوردهاى و به توفيق خود از ورطه هلاكت مجرمان خلاصى دادهاى، تا آزاد كرده عفو تو از بند اسارت سخط تو گشتند و رهايى يافته احسان تو از زندان عدالت تو شدند.