الصحيفة السجادية - آيتى، عبد المحمد - الصفحة ١٠ - مقدمه
كوفه و شام رفت و در مجلس عبيد الله بن زياد و يزيد بن معاويه و در هرموضع و موقع ديگر كه ضرورى مىنموده، زبان به سخن گشوده و خصم غالب را مغلوب فصاحت و بلاغت خود ساخته است.
امام (ع) پس از سپرى شدن دوران اسارت كه گويا يك سال مدت گرفته بود، به مدينه بازگشت و بيش از سى سال، در عين زهد و پرهيز و عبادت، بر مسند ارشاد و امامت جاى داشت.
القاب آن حضرت، چون زين العابدين و سيد الساجدين و قدوة الزاهدين و سيد المتقين و امام المؤمنين و الامين و السّجاد و الزكىّ و زين الصالحين و منار القانتين و العدل ٢، حاكى از علوّ مقام او در تقوى و عبادت است. از جمله القاب آن امام يكى هم ذو الثفنات است، از آن جهت كه پيشانى و كف دستها و سر زانوهاى او از كثرت سجده به درگاه ذو الجلال پينه بسته بود و لقب ديگر او البكّاء است يعنى بسيار گريان، و اين گريه همه از خوف خدا بوده است.
درباره على بن الحسين (ع) و مقام و منزلت والاى او سخن بسيار گفتهاند و صحيفه مباركه سجاديه و آنهمه مواعظ و حكم كه در مطاوى آن دعاها و مناجاتها آمده بهترين گواه بر جلالت قدر و علوّ مقام و رفعت منزلت او در زهد و عبادت و علم و حكمت است، ولى شايسته است كه رشته سخن را به ابو فراس فرزدق ٣ بسپاريم، در آن روز كه در مسجد الحرام در نزد هشام بن عبد الملك نشسته بود و امام به مسجد الحرام درآمد و به حجر الاسود نزديك شد تا بر آن دست كشد و مردم به احترام و ادب راهش گشاده داشتند و فرستاده قيصر روم كه