الصحيفة السجادية - آيتى، عبد المحمد - الصفحة ٢١٢ - نيايش سى و دوم دعاى آن حضرت در حق خود پس از فراغت از نافله شب و اعتراف او به گناهان
فريادرسى فضل و احسان تو بىنياز نبودم، از زياد آمد طعام و آبى كه به كنيز خود- همان كه مرا در درون او در قرارگاه زهدانش نشاندى- روزى مىدادى، قوت مرا مقرر داشتى.
اى پروردگار من، اگر مرا در اين حالات به توان خود وا مىگذاشتى يا ناچارم مىساختى كه از نيروى خويش مدد جويم، نه توانم مىبود و نه نيرويى. تو مرا از روى احسان به مهربانى و لطف غذا دادى و آن مهربانى و لطف تا اين زمان كه هستم همچنان از من دريغ نداشتهاى.
سايه نيكى و مهربانى تو همچنان بر سر من است و جويبار احسان تو بىهيچ درنگى همچنان روان است. با اين همه، اعتمادم به روزى دادن تو استوارى نگيرد، تا همه سعى خويش در پرستش تو به كار دارم و آن سود كرامند سرشار نصيب من گردد.
شيطان عنان من به دست گرفته و مرا به عرصه بدگمانى مىكشد و پايههاى يقين من سست مىگرداند. پس اى خداوند من، از مجاورت چنين همنشين نابكار، كه مرا به اطاعت خود وا مىدارد، به تو شكايت مىكنم و از تسلط او بر خود، به تو پناه مىآورم و به درگاه تو زارى مىكنم، مگر كيد و مكر او از من دور دارى.
بار خدايا، از تو مىخواهم كه راه مرا به روزىام هموار سازى. پس حمد باد تو را بر آن نعمتهاى بزرگم كه در آغاز دادى، و حمد باد تو را كه سپاس احسان و انعام خود به من الهام فرمودى. بر محمد و خاندانش درود بفرست و روزى من به آسانى به من برسان و به هر مقدار كه براى من مقدّر مىفرمايى خرسند گردان و به حصّهاى كه براى من مقرّر مىدارى خشنودم ساز و چنان كن كه هر چه از جسم من مىكاهد و از عمر من سپرى مىشود، در راه فرمانبردارى تو باشد، كه تو بهترين روزى دهندگانى.
اى خداوند، پناه مىبرم به تو از آتشى كه به لهيب آن هر كه را از تو