الصحيفة السجادية - آيتى، عبد المحمد - الصفحة ٨٢ - نيايش دوازدهم در اعتراف و طلب توبه از خداى تعالى
و اين منم، اى خداوند من، كه بر درگاه عزّ تو ايستادهام، آن سان كه تسليم شونده به مذلّت نشستهاى. در عين شرمزدگى، چون بينوايان عيالمند دست سؤال دراز كردهام. اقرار مىكنم كه به تسليم در برابر احسان تو كارى نكردهام جز آن كه از عصيان تو چشم پوشيدهام و در همه حال از نعمتهاى تو بىبهره نبودهام.
آيا، اى خداوند من، همين كه به درگاه تو به اعمال ناپسند خود اقرار كنم مرا سودمند است؟ و آيا همين كه به درگاه تو به زشتى كردار خويش معترف آيم، رهايى خواهم يافت؟ يا در همين جا كه ايستادهام خشم خود بر من گماشتهاى، يا در همين هنگام كه دست دعا به سوى تو بر داشتهام، غضب خود قرين من ساختهاى؟ اى خداوند، از تو نوميد نمىشوم، زيرا در توبه به روى من گشودهاى، بلكه به درگاه تو مىنالم: به سان بندهاى ذليل و بر خود ستم كرده و حرمت پروردگار خود شكسته، آن كه گناهانش افزون است و افزونتر نمايد و روزگارش روى به ادبار نهاده و در گذشته است، چندان كه زمان عمل را پايان يافته بيند و عمر را به نهايت رسيده، و يقين كند كه جز تواش پناهى نيست و از تو گريختن نتواند اينك دست انابت به سوى تو برداشته و از روى اخلاص به درگاه تو توبه مىكند و با دلى پاك در مقام قرب تو ايستاده است و با آوازى نجواگونه و آهسته با تو راز مىگويد. به تواضع قامت خم كرده و سر فرو داشته و پيكر چنبر نموده است. از بيم، پاهايش مىلرزد و سرشكش گونههايش را غرقه ساخته است. تو را ندا مىدهد كه: اى مهربانترين مهربانان، اى مهربانترين كسى كه مقصد جويندگان رحمتى، و اى صاحب عطوفتى كه مقصود پويندگان استغفارى، اى خداوندى كه عفوت از انتقام بيش است و خشنوديت از خشم افزون، اى خداوندى كه از گناهان خلق نيكو در مىگذرى و از اين رو زير بار منت تو هستند، اى خداوندى كه بندگان