الصحيفة السجادية - آيتى، عبد المحمد - الصفحة ٢١٠ - نيايش سى و دوم دعاى آن حضرت در حق خود پس از فراغت از نافله شب و اعتراف او به گناهان
شفيعى كه در نزد تو شفاعتم كند، نه نگهبانى كه در برابر تو ايمنيم بخشد، نه حصارى كه از چشم توام پنهان دارد، نه پناهگاهى كه از خشم توام پناه دهد.
اى خداوند من، در اينجا كسى ايستاده كه جز آستان تواش پناهى نيست و در مقابل تو به گناه خويش معترف است. مباد كه فضل تو از من دريغ آيد و دستم به دامان بخشايش تو نرسد. و مباد كه من نوميدترين بندگان تو باشم كه روى توبه به درگاه تو آوردهاند، و مباد كه من محرومترين آنان باشم كه با دلى پر اميد روى به سوى تو نهادهاند.
خدايا مرا بيامرز كه تو بهترين آمرزندگانى.
بار خدايا، تو مرا فرمان دادى و من ترك فرمان كردم. تو مرا نهى فرمودى و من به جاى آوردم. انديشه بد، خطا را در چشم من بياراست و من مرتكب تقصير شدم.
اى خداوند من، هيچ روزى را نيك روزه نداشتهام تا آن را به شهادت گيرم و هيچ شبى را نيك زندهدار نبودهام تا به آن پناه جويم و هيچ مستحبى به جاى نياوردهام تا در خور تمجيد باشم. اگر به جاى آوردهام، فرايض تو بوده كه هر كه ضايعش گذارد به هلاكت رسد. چگونه توانم به فضيلت نوافل خود توسل جويم، حال آنكه از بسيارى از وظايف خويش در اداى فرايض تو غفلت كردهام و از مرز مناهى تو گذشته و مرتكب اعمال حرام و گناهان بزرگ شدهام، گناهانى كه عافيت تو چونان پردهاى مرا از رسواييهاى آن در امان داشته است.
بار خدايا، در اينجا كسى ايستاده است كه به سبب اعمال خود، از تو شرمنده، بر خود خشمگين و از تو خشنود است. پس با قلبى خاشع و گردنى كج و پشتى خميده از بار گناه، اميدوار به تو و ترسان از تو به پيشگاه تو ايستاده است. سزاوارتر از تو كس نيافته كه دل در او بندد، يا از او بترسد، يا از او بپرهيزد. اى پروردگار من، آنچه را بدان اميد بستهام