الصحيفة السجادية - آيتى، عبد المحمد - الصفحة ١٠٥ - نيايش شانزدهم در طلب بخشش و تضرع در طلب عفو از عيبهاى خود
نجويى. تويى كه چون عصيانگرى را عقوبت كنى، راه افراط نپويى.
و من اى پروردگار من، بنده تو هستم، بندهاى كه به دعايش فرمان دادهاى و او دست انابت به درگاه تو برداشته است، گويد: لَبَّيْك و سَعْدَيْك. اين منم اى پروردگار من، بر پيشگاهت افتاده. اين منم كه بار گناهانم بر پشتم سنگينى مىكند و گناهان عمرم را تباه ساخته است.
اين منم كه از روى جهالت تو را عصيان كردهام در حالى كه تو سزاوار عصيان من نبودى.
آيا تو اى خداوند، بر كسى كه به درگاهت دست به دعا بردارد رحمت مىآوردى، تا من در دعا مبالغت ورزم؟ آيا تو اى خداوند، كسى را كه به درگاهت اشك ريزد مىآمرزى، تا من به اشكبارى شتابم؟ آيا تو اى خداوند، كسى را كه به خوارى روى بر خاك درت نهد مىبخشايى؟
آيا تو اى خداوند، كسى را كه شكايت بينوايى خويش به درگاه تو آرد در حالى كه به تو توكل كرده است بىنياز مىسازى؟ اى خداوند، آن را كه جز تو بخشندهاى نمىيابد نوميد مكن، و آن را كه جز تو از ديگرى بىنيازى نجويد فرو مگذار.
اى خداوند، بر محمد و خاندان او درود بفرست و از من اعراض مكن كه روى به تو آوردهام، و مرا محروم مدار كه دل به تو سپردهام، و دست رد به رويم مزن كه بر درگاهت ايستادهام.
تويى كه خود را به رحمت وصف كردهاى. پس بر محمد و خاندانش درود بفرست و بر من رحمت آورد. تويى كه خود را بخشنده ناميدهاى، پس گناهان من بر من ببخشاى.
بار خدايا، مىبينى كه چسان از خوف تو سرشكم روان است.
چسان از خشيت تو دلم لرزان است. چسان از هيبت تو اعضايم درهم شكسته است. چگونه چنين نباشم كه از كردارهاى ناپسند خود شرمندهام و آوازم به تضرع بر نمىآيد و زبانم نمىجنبد كه