ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٩٥ - وصف حال مشركين در حال رويارو شدن با مرگ و تمناى باز گشت نمودن و عدم اجابت آن(قال رب ارجعون )
آنها پاسخ دهند كه تمام زيست ما در زمين يا يك روز بود يا يك جزء از روز (اگر ما خطا گوييم) از فرشتگان حسابگر عمر خلق باز پرس (١١٣).
خدا فرمايد شما اگر از حال خود آگاه بوديد مىدانستيد كه مدت عمرتان در دنيا بسيار اندك بود (١١٤).
آيا چنين پنداشتيد كه ما شما را به عبث و بازيچه آفريدهايم هرگز به ما رجوع نخواهيد كرد (١١٥).
زيرا خداى به حق، برتر از آن است كه عبث كند كه هيچ خدايى به جز همان پروردگار عرش كريم نخواهد بود (١١٦).
و هر كس غير خدا كسى را به الهيت خواند حساب كار او نزد خداست و البته كافران را فلاح و رستگارى نيست (١١٧).
و تو اى رسول ما دعا كن و بگو بار الها بيامرز و ببخش كه تو بهترين بخشندگان عالم وجودى (١١٨).
بيان آيات
اين آيات عذاب آخرتى را كه در خلال آيات قبل به مشركين وعده داد به طور مفصل بيان مىكند و آغاز آن را از روز مرگ تا قيامت و از قيامت تا ابديت معرفى مىكند، و اين معنا را خاطر نشان مىسازد كه زندگى دنيا كه ايشان را مغرور كرده، و از آخرت باز داشته، بسيار ناچيز و اندك است، (اگر بخواهند بفهمند) و در آخر اين آيات كه آخر سوره است سوره را با خطابى به رسول خدا ٦ ختم مىكند، و در آن خطاب به وى دستور مىدهد كه از او درخواست كند همان چيزى را كه خودش از بندگان مؤمن خود و رستگاران در آخرت حكايت كرده بود، و آن اين بود كه گفتند:( رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ)- پروردگارا بيامرز و رحم كن كه تو بهترين رحم كنندگان هستى اتفاقا سوره را هم با مساله رستگارى همين طائفه افتتاح كرده و فرموده بود كه اينها وارث بهشتند.
[وصف حال مشركين در حال رويارو شدن با مرگ و تمناى باز گشت نمودن و عدم اجابت آن(قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ...)]
(حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ) كلمه حتى متعلق به ما قبل است كه به خداى تعالى نسبتها مىدادند، كه منزه از آنها است، يعنى، هم چنان اينگونه نسبتها به او مىدهند، و به او شرك مىورزند و با مال و فرزندان كه به ايشان دادهايم مغرور مىشوند تا مرگشان برسد، و آياتى كه ميان اين غايت حتى و آن مغيا (شرك ورزيدن آنان) فاصله شده، جملههاى معترضه هستند.