ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٢٥ - بيان استغناء و تعزز خداوند در مقابل استكبار مشركين و تنظير روشنگرى عالم - روحانى و معنوى انسانها با ارسال رسل، به روشنگرى عالم طبيعت با شمس و قمر
سابق استفاده مىشود.
بعضى[١] از مفسرين در تفسير اين آيه روايت كردهاند كه: رسول خدا ٦ و اصحابش در نماز سجده مىكردند و مشركين به عنوان استهزاء از ايشان دور مىشدند، ولى اين تفسير صحيح و استوار نيست، زيرا صرف وقوع يك واقعه باعث نمىشود كه با الفاظ يك آيه كه خود لفظ چنان دلالتى ندارد دلالتى دهد. و در خود آيه هم هيچ تعرضى به اين واقعه نشده است.
[بيان استغناء و تعزز خداوند در مقابل استكبار مشركين و تنظير روشنگرى عالم- روحانى و معنوى انسانها با ارسال رسل، به روشنگرى عالم طبيعت با شمس و قمر]
(تَبارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ جَعَلَ فِيها سِراجاً وَ قَمَراً مُنِيراً) ظاهرا مراد از بروج منازل آفتاب و ماه در آسمان است، و يا مراد ستارگانى است كه در آن منازل قرار دارند، هم چنان كه در آيه(وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ)[٢] نيز بروج به معناى ستارگان واقع در آن منازل آمده، تا مساله حفظ و رجم را بيان كند.
و مراد از سراج ، آفتاب است، به دليل اينكه در سوره نوح آفتاب را سراج خوانده مىفرمايد:(وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً)[٣].
مفسرين در اينكه آيه مورد بحث در چه مقامى است گفتهاند: آيه شريفه در اين صدد است كه از راه وحدتى كه در تدبير عجيب آسمان و زمين مشاهده مىشود بر وحدت مدبر احتجاج كند و نتيجه بگيرد كه پس بايد عبادتها همه متوجه به سوى او شود و از غير او منصرف گردد.
ليكن اين توجيه با تدبر در دو آيه مورد بحث و سياقى كه قبل از آن دو بود و به طور كلى با سياق آيات مورد بحث نمىسازد، براى اينكه مضمون آيه قبلى- يعنى استكبار مشركين بر خداى رحمان و سجده نكردن بر او و استهزايشان به رسول او- هيچ ارتباطى با احتجاج بر وحدت ربوبيت ندارد تا در آيه مورد بحث تعقيب شود، مناسب با بيان آيه قبلى اين است كه در دنبالش از عزت و بى نيازى خدا صحبت كند و بفرمايد كه مشركين با اين اعراض و استهزايشان نه خداى را عاجز مىكنند و نه خود از ملك و سلطنت او بيرون مىشوند.
دقت در آيه مورد بحث هم همين را مىرساند، چون سياقش سياق تعزز و استغناء است، و مىفهماند كه استهزاى مشركين به رسول خدا ٦ خداى را
[١] روح المعانى، ج ١٩، ص ٤٠.
[٢] سوره حجر، آيه ١٦ و ١٧.
[٣] سوره نوح، آيه ١٦.