ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤١ - تبليغات سوء اشراف قومى ديگر، بعد از قوم نوح
هم چنان كه فرموده:(سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ)[١].
و اگر خداى عز و جل از نقل داستان نوح و طوفانش تنها به فرمان خود اكتفاء كرد كه فرمان به غرق آنان داد، و ديگر از غرق شدن آنان چيزى نفرمود، براى اشاره به اين بوده كه آن چنان محو و نابود شدند كه خبرى از ايشان باقى نماند كه به گفته آيد. و نيز اشاره به عظمت قدرت الهى است. و هم براى اين بوده كه مردم ديگر را از سخط خود بيمناك سازد و كفار و نابودى آنان را امرى ناچيز و بى اهميت جلوه دهد، و به همين جهت است كه از داستان هلاكت آنها چيزى نگفت، و به سكوت گذراند. حتى سكوت در اينجا در رساندن آن غرضهايى كه شمرديم به چند وجه بليغتر است از اشاره اجمالى كه در آيه(وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ فَبُعْداً لِقَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ)[٢] آمده.
(إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ وَ إِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ) در اين جمله كه آخر داستان است خطاب را متوجه رسول خدا ٦ كرده و بيان مىكند كه اين دعوت و آنچه با آن جريان مىيابد همه امتحاناتى است الهى.
( ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ) ...(أَ فَلا تَتَّقُونَ ) كلمه قرن به معناى اهل يك عصر است، و جمله(أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ) تفسير ارسال رسول و از قبيل تفسير فعل به نتيجه فعل است، مثل آيه(تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا)[٣].
[تبليغات سوء اشراف قومى ديگر، بعد از قوم نوح ٧، در ميان مردم، عليه دعوت پيامبر خود]
(وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ الْآخِرَةِ وَ أَتْرَفْناهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا) اشراف و بزرگان قوم نوح كه فرو رفته در دنيا و فريفته زندگى مادى بودند با اين كلام خود عامه مردم را عليه پيغمبرشان مىشورانند. خداى سبحان به سه صفت آنها را ياد كرده:
يكى كفر به خدا به خاطر عبادت غير خدا، و ديگرى تكذيب روز قيامت كه لقاى آخرتش خوانده، يعنى لقاى حيات آخرت، به قرينه مقابلش يعنى جمله فى الحياة الدنيا . و اين دو صفت يعنى كفر به مبدأ و معاد باعث شد كه ايشان از هر چه غير از دنيا است منقطع گشته، يكسره به دنيا رو آورند، و چون كه در زندگى دنيا هر جور خواستند رفتار كردند و زخارف و زينتهاى لذتبخش آن يكسره ايشان را به خود جلب كرد، صفت سومى در ايشان پيدا شد، و
[١] خدا منزه است از آنچه توصيفش مىكنند، مگر توصيفى كه بندگان مخلص او مىكنند. سوره صافات، آيات ١٥٩ و ١٦٠.
[٢] ما ايشان را سر گذشت كرديم پس دور باشند مردمى كه ايمان نمىآورند.
[٣] ملائكه پشت سر هم بر ايشان نازل مىشوند كه نترسيد و غمگين مشويد. سوره سجده، آيه ٣٠.