ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٧٠ - بحث روايتى(رواياتى در باره مراد از قلوبهم وجلة و معناى استكانت و تضرع و )
ابى الدنيا- در كتاب نعت الخائفين - و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و حاكم (وى حديث را صحيح دانسته) و ابن مردويه و بيهقى- در كتاب شعب الايمان- از عايشه روايت كردهاند كه گفت: از رسول خدا ٦ پرسيدم: مقصود از آيه (وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ) چيست؟ آيا ممكن است مردى زنا و دزدى كند و شراب بخورد و در عين حال از خدا هم بترسد؟ فرمود: نه، و ليكن مقصود اين است كه با اينكه روزه مىگيرد و صدقه مىدهد و نماز مىخواند در عين حال از خدا بترسد و هراس آن داشته باشد كه خدا از او قبول نكند[١].
و در مجمع البيان در ذيل جمله(وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ) از امام صادق (ع) روايت آورده كه فرمود: معنايش اين است كه مىترسند خدا از آنان قبول نكند. و در روايتى ديگر فرمود: انجام مىدهد در حالى كه هم اميدوار است و هم ترسان[٢].
و در الدر المنثور است كه عبد الرزاق، و عبد بن حميد و ابن ابى حاتم از قتاده روايت مىكند كه در ذيل جمله (حَتَّى إِذا أَخَذْنا مُتْرَفِيهِمْ بِالْعَذابِ) گفت: براى ما اينطور گفتهاند كه اين آيه در باره كفارى كه در جنگ بدر كشته شدند نازل شده[٣].
مؤلف: الدر المنثور نظير اين روايت را از نسايى و ابن عباس آورده و عبارت آن چنين است كه گفت: آنها اهل بدرند [٤] ولى سياق آيات با مضمون اين دو روايت تطبيق نمىكند.
و نيز در همان كتاب آمده كه نسايى و ابن جرير و ابن ابى حاتم و طبرانى و حاكم، (وى حديث را صحيح دانسته) و ابن مردويه، و بيهقى- در كتاب دلائل- از ابن عباس نقل كردهاند كه: ابو سفيان نزد رسول خدا ٦ آمد و گفت: اى محمد! تو را به خدا و به خويشاوندى سوگند مىدهم كه به فرياد ما برس كه از شدت قحطى كار به جايى رسيد كه علهز خورديم- علهز كرك آغشته به خون است- اينجا بود كه آيه شريفه(وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما يَتَضَرَّعُونَ) نازل شد[٥].
مؤلف: روايات در اين معنا مختلف است و آنچه ما نقل كرديم از ساير روايات به حد وسط نزديكتر است و اين آيه به قحطى مكه اشاره مىكند كه با نفرين رسول خدا ٦
[١] الدر المنثور، ج ٥، ص ١١.
[٢] مجمع البيان، ج ٧، ص ١١٠.
[٣] ( ٣ و ٤) الدر المنثور، ج ٥، ص ١٢.
[٤] ( ٣ و ٤) الدر المنثور، ج ٥، ص ١٢.
[٥] الدر المنثور، ج ٥، ص ١٣.