ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٨٠ - فرعون به موسى
ديوانه معرفى كرد، به اين بيان كه با جمله اگر نيروى تعقل مىداشتيد اشاره كرد به اينكه تو و حاضرين در مجلست از نعمت تعقل محروميد و درك و فهم نداريد، و گرنه، اگر فهم مىداشتيد پاسخ اول مرا مىفهميديد و مىفهميديد كه پاسخ من تكرار بدون فايده نبود و براى پى بردنتان به توحيد پروردگار كافى بود و متوجه مىشديد به اينكه آن كس كه قائم به تدبير همه عالميان از آسمانها و زمين و ما بين آن دو است، مدبر واحدى است و غير او مدبر و ربى ديگر نيست.
پس از آنچه گذشت روشن شد كه آيه شريفه، يعنى آيه(رَبُّ الْمَشْرِقِ ...) بيان ديگرى است بر همان پاسخ اولى كه فرمود:(رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا)، و برهانى است بر وحدت مدبر از راه وحدت تدبير، كه در آن رب العالمين را تعريف كرده به اينكه رب العالمين آن مدبر واحدى است كه تدبير واحد تمامى عوالم بر وجودش دلالت مىكند، چيزى كه هست بيان در آيه مورد بحث، روشنتر است، چون مشتمل بر معناى طلوع و غروب است، و تدبير آن دو براى همه روشن است.
مفسرين گفتهاند: برهانهايى كه در اين آيات آمده برهان بر وحدانيت ذات واجب الوجود بالذات، و شريك نداشتن در وجوب وجود است، كه بطلانش گذشت و گفتيم چنين برهانى در مقابل كسى اقامه مىشود كه وحدت ذات واجب الوجود بالذات را منكر باشد و وثنىها منكر اين معنا نبودند.
(قالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ)- در اين آيه فرعون موسى را تهديد مىكند كه اگر بار ديگر از ربوبيت رب العالمين و رسالت خودش از طرف او سخن به ميان آورد، او را به زندان خواهد انداخت، و اين داب و روش همه جاهلان است، كه وقتى حرف حسابى نداشته باشند، متوسل به زور شده، تهديد مىكنند و وعيد مىدهند.
و اينكه فرعون گفت: اگر الهى غير از من بگيرى چنين و چنان مىكنم، منظورش از گرفتن الهى غير از او، قائل شدن به ربوبيت رب العالمين است كه موسى فرعون را به سوى آن مىخواند، و اگر خود آن را نگفت و كنايه آورد، براى اين بود كه حتى زبان خود را به گفتن آن نگرداند و اسم رب العالمين را به زبان نياورد و اگر نامى از ساير آلهه نياورد، براى اين بود كه خود را بزرگترين آلهه مىدانست و عار داشت كه نامى از آنها ببرد و گويا مجازات هر كس كه منكر الوهيت او مىشد زندان بوده كه گفته تو را از زندانيان قرار مىدهم.
و ظاهرا الف و لام در المسجونين براى عهد است و جمله چنين معنا مىدهد كه: اگر بر اين سخنت پافشارى كنى، تو را در زمره همان كسانى قرار مىدهم كه مىدانى در زندان من چه