ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤١٨ - بحث روايتى(چند روايت در باره نوح
درخواستش خود ايشان را هم مىگيرد و لذا درخواست نجات مىكند.
بعضى[١] از مفسرين گفتهاند: فتح، به معناى حكم و قضاء است كه از فتاحت به معناى حكومت گرفته شده.
(فَأَنْجَيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ) يعنى او و همراهانش را در سفينهاى مشحون يعنى مملو از ايشان و از هر جنبدهاى يك جفت نجات داديم، كه داستان آن در سوره هود آمده است.
(ثُمَّ أَغْرَقْنا بَعْدُ الْباقِينَ) يعنى بعد از نجات دادن ايشان بقيه قوم او را غرق كرديم.
( إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً) ...(الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ) درباره اين دو آيه قبلا بحث شد.
بحث روايتى [ (چند روايت در باره نوح ٧ و قوم او)]
در كتاب كمال الدين[٢] و نيز در روضه كافى[٣] با ذكر سند از ابو حمزه، از امام باقر (ع) روايت آورده كه در ضمن حديثى فرمود: نوح هزار سال مگر پنجاه سال در بين مردم بود، در حالى كه احدى غير او در كار نبوت با وى شركت نداشت و ليكن آن جناب بر مردمى رو آورد كه به طور كلى مساله نبوت را منكر بودند و انبياى قبل از نوح تا زمان آدم را نيز قبول نداشتند، و به همين مطلب اشاره دارد اين قول خداى متعال:(وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ).
يعنى بين نوح و آدم (ع) ده پدر فاصله بود، كه همه از پيامبران بودند.
و در تفسير قمى در ذيل جمله:(وَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ) در معناى ارذل فرمودهاند يعنى فقراء[٤].
و نيز در همان كتاب و در روايت ابى الجارود، از امام باقر (ع) آمده كه در ذيل جمله(الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ) فرمودند: يعنى مجهز، كه همه كارهايش تمام شده بود، و ديگر هيچ كارى نداشت، جز اينكه روى آب بيفتد[٥].
[١] روح المعانى، ج ١٩، ص ١٠٩.
[٢] كمال الدين، ج ١، ص ٢١٣، ح ٢.
[٣] كافى، ج ٨، ص ١١٣- ١١٥، ح ٩٢.
[٤] تفسير قمى، ج ٢، ص ١٢٣.
[٥] تفسير قمى، ج ٢، ص ١٢٥.