ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٨٤
و در تفسير قمى در ذيل آيه(إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَها)، فرمود:
مقصود مكه است[١].
و نيز در همان كتاب از پدرش، از حماد بن عيسى، از حريز، از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: روزى كه رسول خدا ٦ مكه را فتح كرد، در مسجد الحرام درب خانه كعبه را گشود و دستور داد تا عكسهايى كه در آنجا كشيده بودند محو كنند، پس دستها را به چهارچوبه درب گرفت و فرمود: هان اى مردم خداى تعالى از روزى كه آسمانها و زمين را آفريد، مكه را محترم كرد، پس مكه حرمتش بستگى دارد به حرمت خدا، كه تا روز قيامت ادامه دارد، احدى شكار مكه را فرارى ندهد و درختش را نكند و هيچ مكانى از آن را به خود اختصاص ندهد و هيچ افتادهاى را بر ندارد مگر آنكه بخواهد به صاحبش برساند.
آن گاه عباس عرضه داشت يا رسول اللَّه ٦ بجز چوب أذخر كه براى قبر و ساختن خانه لازم است، رسول خدا ٦ فرمود: بله بجز أذخر.
مؤلف: اين حديث از طرق اهل سنت نيز روايت شده است.
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه، از ابن مسعود، از رسول خدا ٦ روايت كرده كه فرمود: در قرآن كريم هر جا(وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ) هست با تاء خوانده مىشود و هر جا(وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ) هست با ياء خوانده مىشود[٢].
و الحمد للَّه رب العالمين
[١] تفسير قمى، ج ٢، ص ١٣١.
[٢] الدر المنثور، ج ٥، ص ١١٩.