ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٢٤ - معناى جمله الرحمن فسئل به خبيرا و اقوال مختلف مفسرين در اين باره
اين جمله، استكبارشان از سجود براى خدا و نفرتشان از آن را حكايت مىكند و اين آيه شريفه اتصال خاصى با آيه قبلى دارد، چون در آن، سخن از رحمان به ميان آمده و در آيه قبل نيز، در وصف رحمان سخن مىرفت و چه بسا كه به همين جهت الف و لام در للرحمن الف و لام عهد باشد. پس، ضمير هم در جمله(وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ) به كفار بر مىگردد، و آن كسى كه به كفار گفته بود براى رحمان سجده كنيد رسول خدا ٦ بوده، چون در جمله بعد، از قول كفار حكايت كرده كه گفتند: آيا به كسى كه تو دستور مىدهى سجده كنيم؟ و از شدت استكبارى كه داشتند اسم خدا را نبردهاند.
و در جمله(قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ) سؤالى از كفار حكايت شده كه هويت و حقيقت رحمان چيست، و اگر نپرسيدند رحمان كيست (بلكه گفتند رحمان چيست) براى اين بوده كه مبالغه در تجاهل نسبت به خدا را افاده كند و بفهماند اصلا ما نمىدانيم رحمان چيست، هم چنان كه فرعون نيز در پاسخ موسى كه وى را به سوى رب العالمين دعوت مىكرد گفت:
(وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ)[١]، و نيز ابراهيم به همين منظور از قوم خود مىپرسد:(ما هذِهِ التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ)[٢].
كه در اينگونه سؤالات، مقصود سائل اين است كه بفهماند از شىء مورد سؤال، بيش از يك اسم چيزى نمىداند، هم چنان كه هود به قومش فرمود:(أَ تُجادِلُونَنِي فِي أَسْماءٍ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ)[٣].
در جمله(أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا) باز كلمه ما را تكرار كردند و اين براى اين است كه بفهمانند بر استكبار خود پافشارى دارند و اگر گفتند: آيا سجده كنيم به چيزى كه تو به ما دستور مىدهى؟ منظورشان ريشخند و استهزاء به رسول خدا ٦ بوده، و خواستهاند بگويند مگر تو كيستى كه ما دستوراتت را اطاعت كنيم؟! جمله و زادهم نفورا عطف است بر جواب اذا و معنايش اين است كه: وقتى به ايشان گفته مىشود سجده كنيد، استكبار مىورزند، و نفرتشان بيشتر مىشود. و بنا بر اين، فاعل در زادهم ضميرى است كه به كلمه قول بر مىگردد، البته قولى كه از مفهوم كلام
[١] فرعون پرسيد: اصلا رب العالمين چيست؟، سوره شعراء، آيه ٢٣.
[٢] اين تمثالها كه در برابرشان خضوع مىكنيد چيست؟ سوره انبياء، آيه ٥٢.
[٣] آيا با من مجادله مىكنيد بر سر چيزهايى كه جز نامى كه پدرانتان يا خودتان بر آنها نهادهايد ندارند؟ سوره اعراف، آيه ٧١.