ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٠٩ - مراد از استخلاف مؤمنين صالح العمل در زمين و مقصود از مستخلفين قبل از ايشان در آيه وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات
هم چنان كه سياقش و مخصوصا سياق ذيلش اين احتمال را تاييد مىكند.
در نتيجه اين آيه وعده جميل و زيبايى است براى مؤمنين كه عمل صالح هم دارند، به آنان وعده مىدهد كه به زودى جامعه صالحى مخصوص به خودشان برايشان درست مىكند و زمين را در اختيارشان مىگذارد و دينشان را در زمين متمكن مىسازد، و امنيت را جايگزين ترسى كه داشتند مىكند، امنيتى كه ديگر از منافقين و كيد آنان، و از كفار و جلو گيريهايشان بيمى نداشته باشند، خداى را آزادانه عبادت كنند، و چيزى را شريك او قرار ندهند.
پس در جمله(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) كلمه من تبعيضى خواهد بود نه بيانى، و خطاب در آن، به عموم مسلمين است كه در ميان آنان، هم منافق هست و هم مؤمن، و مؤمنين ايشان نيز دو طايفهاند، يكى كسانى كه عمل صالح مىكنند، و گروه ديگر آنان كه عمل صالح ندارند، ولى وعدهاى كه در آن آمده مخصوص كسانى است كه هم ايمان داشته باشند و هم اعمالشان صالح باشد و بس.
[مراد از استخلاف مؤمنين صالح العمل در زمين و مقصود از مستخلفين قبل از ايشان در آيه:(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ...)]
و در جمله(لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ) دو احتمال هست، يكى اينكه مراد از استخلاف اين باشد كه خداى تعالى به ايشان خلافتى الهى نظير خلافت آدم و داوود و سليمان داده باشد، هم چنان كه درباره خلافت آدم فرمود:(إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً)[١] و درباره داوود فرموده:(إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ)[٢] و درباره سليمان فرموده:(وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ)[٣] كه اگر مراد از خلافت اين باشد، قهرا خلفاى قبل از ايشان خلفاى خدا، يعنى انبياى او و اوليايش خواهد بود، و ليكن به دليلى كه مىآيد اين احتمال بعيد است.
احتمال دوم اينكه مراد از خلافت ارث دادن زمين به ايشان و مسلط كردن آنان بر زمين باشد، هم چنان كه در اين معنا فرموده:(إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ، وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ)[٤] و نيز فرموده:(أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ)[٥] كه بنا بر اين احتمال،
[١] مىخواهم در زمين خليفهاى قرار دهم. سوره بقره، آيه ٣٠.
[٢] ما تو را خليفهاى در زمين قرار داديم. سوره ص، آيه ٢٦.
[٣] سوره نمل، آيه ١٦.
[٤] زمين از آن خدا است، به هر كس از بندگانش بخواهد آن را ارث مىدهد، و سر انجام از آن پرهيزگاران است. سوره اعراف، آيه ١٢٨.
[٥] زمين را بندگان صالح من ارث مىبرند. سوره انبياء، آيه ١٠٥.