ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧١ - بحث روايتى روايات متعدد در باره آنچه كه پيامبر گرامى
سپس جمله(وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً) را بر آن عطف نمود.
(وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا)- كلمه انتصار به معناى انتقام است، بعضى[١] از مفسرين گفتهاند: مراد از شعرايى كه بعد از مظلوميت انتقام مىگيرند، آن شعرايى مىباشند كه با اشعار خود، اشعارى را كه مشركين سرودهاند و در آن رسول خدا ٦ را هجو كرده يا در دين او طعن زده و از اسلام و مسلمين بدگويى كردهاند، پاسخ دادهاند و رد كردهاند، و اين تفسير خوبى است كه مقام آيه آن را تاييد مىكند.
(وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ)- كلمه منقلب اسم مكان و يا مصدر ميمى از انقلاب است و معناى جمله اين است كه كسانى كه ستم كردهاند- بطورى كه از سياق بر مىآيد مراد مشركين هستند- به زودى خواهند فهميد كه به چه بازگشتگاهى بر مىگردند و آن بازگشتگاه همان آتش است و يا اين است كه به زودى خواهند فهميد كه به چه نحو برمىگردند.
در اين جمله مشركين را تهديد مىكند و در عين حال در اين جمله كه آخرين آيه سوره است به مضمون اول سوره بازگشت شده، چون در اول سوره فرمود: (فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبؤُا ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ) .
بحث روايتى [روايات متعدد در باره آنچه كه پيامبر گرامى ٦ بعد از نزول آيه:(وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ) انجام داد]
در كافى به سند خود از حجال از شخصى كه نامش را برده از يكى از دو امام باقر و صادق (ع) روايت كرده كه گفت: از كلام خداى تعالى پرسيدم كه مىفرمايد:
(بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ) فرمود: زبان عرب مىتواند مدلول ساير زبانها را روشن سازد، ولى ساير زبانها مداليل زبان عرب را روشن نمىكند[٢].
و در تفسير قمى در ذيل آيه(وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ ...) از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: يعنى اگر ما قرآن را بر عجم- غير عرب- نازل مىكرديم عرب به آن ايمان نمىآورد ولى بر عرب نازل كرديم و عجمها به او ايمان آوردند و اين خود فضيلتى است براى عجم[٣].
[١] روح المعانى، ج ١٩، ص ١٤٧.
[٢] كافى، ج ٢، ص ٦٣٢، ح ٢٠.
[٣] تفسير قمى، ج ٢، ص ١٢٤.