ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٤٨ - روايات ديگرى در ذيل آيات مربوط به افك، قذف و آيه الزاني لا ينكح
و در كافى از على بن ابراهيم از پدرش از ابن ابى عمير از بعضى اصحابش از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمود: هر كس درباره مؤمنين چيزى بگويد كه با دو چشم خود ديده و با دو گوش خود شنيده باشد، تازه از كسانى خواهد بود كه دوست دارند فحشاء در بين مؤمنين منتشر شود[١].
مؤلف: اين روايت را قمى هم در تفسير خود از پدرش از ابن ابى عمير از هشام از آن جناب[٢]، و نيز صدوق در امالى به سند خود از ابن ابى عمير، از محمد بن حمران، از آن جناب[٣]، و همچنين مفيد در اختصاص از آن جناب به طور مرسل نقل كرده[٤].
[روايات ديگرى در ذيل آيات مربوط به افك، قذف و آيه:(الزَّانِي لا يَنْكِحُ ...)]
باز در همان كتاب به سند خود از اسحاق بن عمار، از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: رسول خدا ٦ فرمود: هر كس عمل زشتى را اشاعه دهد، مثل كسى مىماند كه آن را باب كرده باشد[٥].
و در مجمع البيان است كه بعضى گفتهاند: آيه(وَ لا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَ السَّعَةِ ...) درباره ابى بكر و مسطح بن اثاثه و پسر خاله وى نازل شده و او از مهاجرين، و از جمله بدريين و مردى فقير بود، و ابو بكر زندگىاش را تامين مىكرد و خرجىاش را مىداد، همين كه در قضيه افك شركت جست، ابو بكر نفقهاش را قطع كرد، و سوگند خورد كه تا ابد كمترين نفعى به او نرساند، ولى وقتى آيه فوق نازل شد، به روش نخست خود برگشت و گفت به خدا سوگند من دوست مىدارم خدا مرا بيامرزد، و به خدا تا زندهام اين مرسوم را از او قطع نمىكنم، (نقل از ابن عباس و عايشه و ابن زيد)[٦].
باز در مجمع البيان است كه بعضى گفتهاند: درباره جماعتى از صحابه نازل شده، كه سوگند خورده بودند به هيچ يك از كسانى كه در داستان افك حرفى زدند چيزى انفاق و صدقه ندهند، و با ايشان مواسات نكنند، (نقل از ابن عباس و غير او)[٧].
مؤلف: اين روايت را الدر المنثور هم از ابن جرير و ابن مردويه، از ابن عباس روايت كرده[٨].
[١] اصول كافى، ج ٢، ص ٣٥٧، ح ٢.
[٢] تفسير قمى، ج ٢، ص ١٠٠.
[٣] امالى صدوق ص ٢٧٦ ح ١٦.
[٤] الاختصاص، ص ٢٢٢.
[٥] اصول كافى، ج ٢، ص ٣٥٦، ح ٢.
[٦] ( ٦ و ٧) مجمع البيان، ج ٧، ص ١٣٣.
[٧] ( ٦ و ٧) مجمع البيان، ج ٧، ص ١٣٣.
[٨] الدر المنثور، ج ٥، ص ٣٥.