ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٩٤ - وجوهى كه مفسرين در توجيه نزول تدريجى قرآن گفتهاند و بيان ضعف آن وجوه
با احسن التفسير بيان كرده. بعضى ديگر، غير اين را گفتهاند و جمله(الَّذِينَ يُحْشَرُونَ ...) را به كلى از غرض دو آيه قبل، اجنبى دانستهاند.
ولى، دقت در آنچه ما در توجيه مضمون دو آيه اول آورديم، و نيز آنچه به زودى در معناى آيه سوم خواهيم آورد، فساد و بطلان تفسيرهاى گذشته را روشن مىكند. و معلوم مىسازد كه آيات سهگانه همهاش، در مقام بيان يك غرض است و آن عبارت است از پاسخ ايرادى كه به عنوان طعنه بر قرآن كريم زدند كه چرا تدريجى نازل شده.
و نيز بعضى از مفسرين گفتهاند: جواب از طعنه كفار، به جمله (كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ) جوابى است از راه بيان پارهاى از فوائد نزول تدريجى و گرنه فوائد ديگرى غير آنچه خداى تعالى بيان كرده دارد، و آن فوائد را (به صورتى كه در ذيل مىآيد) ذكر كردهاند:
اول اينكه: كتب آسمانى سابق، اگر يكباره نازل شدند به اين جهت است كه انبياء گذشته سواد داشتند و مىتوانستند بخوانند و بنويسند و لذا احتياجى نبود كه به تدريج نازل شوند، به خلاف قرآن كريم، كه چون بر پيغمبرى نازل مىشد كه سواد نداشت و خواندن و نوشتن را نمىدانست، لذا چارهاى جز اين نبود كه قسمت، قسمت نازل شود و تكرار شود تا آن جناب بتواند حفظ كند.
دوم اينكه: كتب آسمانى قبل از قرآن، دليل بر صحتش و اينكه از ناحيه خدا نازل شده اعجازش نبود. به خلاف قرآن كه دليل صحت آن، اعجاز و نظم معجزهآساى آن است كه تا روز قيامت كسى نمىتواند نظيرش را بياورد و اين اعجاز، در جزء جزء آن حتى در كوتاهترين جزء كه هر يك به نام سورهاى ناميده شده هست.
و اين هم واضح است كه معجزه بودن يك كتاب، دائر مدار اين است كه مطابق با مقتضاى حال باشد و چون احوال، تدريجى و تجدد پذير است به ناچار قرآن هم لازم بود به تدريج نازل شود.
سوم اينكه: در قرآن كريم ناسخ و منسوخ هست و ممكن نيست ميان آن دو جمع كرد و هر دو را يكباره نازل نمود، چون ناسخ چيزى مىگويد و منسوخ چيزى ديگر، و با هم منافات دارند. و نيز در قرآن پاسخهايى است از سؤالاتى كه از رسول خدا ٦ كردهاند، و باز در آن آياتى است كه پارهاى از امور را كه رخ مىداده ناشايست دانسته، و نيز در آن آياتى است كه بعضى از آنچه را كه پيش مىآمده حكايت كرده است و يا از آنچه به زودى و در زمان خود رسول خدا ٦ رخ مىدهد خبر داده مانند: اخبار از فتح مكه و دخول در مسجد الحرام و اخبار از غلبه روم بر فارس (ايران) و امثال آن، به همين