ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٧١ - توضيح مفاد جمله و جعلني من المرسلين و و تلك نعمة تمنها علي كه در جواب موسى
نكردى؟ .
و اين وجه صحيح نيست، زيرا تقدير بايد دليلى داشته باشد و در لفظ آيه هيچ دليلى حتى اشارهاى به اين تقدير وجود ندارد.
دوم اينكه: موسى (ع) خواسته با اين جواب خود بطور كلى نعمت فرعون بر خود را انكار كند، به خاطر اينكه خاندان او يعنى بنى اسرائيل را برده گرفته، گويا خواسته است بفرمايد: درست است كه مرا در آغوش خود پروريدى، ولى جنايت بردهگيرى بنى اسرائيل آن قدر بزرگ است كه اين خوبيهايت را پامال كرد. پس، جمله(أَنْ عَبَّدْتَ ...)، در حقيقت در مقام تعليل انكار موسى (ع) است.
و اين وجه هر چند از وجه قبلى به ذهن نزديكتر است، ليكن باز معناى جواب تمام نيست، براى اينكه عمل زشت كسى عمل نيكش را زشت نمىكند، بردهگرفتنش از بنى اسرائيل چه ربطى به تربيت موسى (ع) در دامان خود دارد.
سوم اينكه: معناى آيه اين است كه اين نعمتى كه تو بر من مىنهى، كه مرا در آغوش خود بزرگ كردهاى، منشا و سببش چه بود- اگر كشتن فرزندان بنى اسرائيل در بين نبود تو اصلا مرا نمىشناختى- منشا آشنا شدنت با من اين بود كه پسران بنى اسرائيل را مىكشتى، و مادر من مضطرب شد كه مبادا مرا هم بكشى، ناگزير مرا در صندوقى نهاده به آب نهر سپرد و تو مرا از روى آب گرفتى و بزرگ كردى و چون خدمتى كه به من كردى ناشى از آن ظلم و بردهگيرىات از بنى اسرائيل بود، لذا نمىتوان نعمتش ناميد.
اين وجه هم در جاى خود بد نيست، و ليكن بحث در اين است كه آن را از كجاى آيه استفاده كنيم.
چهارم اينكه: آيه مىخواهد بفرمايد آن كسى كه مرا تربيت كرد مادرم و بنى اسرائيل بودند كه تو مجبورشان كردى مرا تربيت كنند و چون اين تربيت به اجبار تو بود من آن را نعمت نمىدانم چون منشا آن ظلم و بردهگيرى بود.
و اين وجه از وجه قبلى از ظاهر آيه دورتر است.
پنجم اينكه: آيه اعترافى است از ناحيه موسى (ع) به حق نعمتى كه فرعون به گردن آن جناب دارد، و مىخواسته بفرمايد: بله اين كه تو همه كودكان بنى اسرائيل را كشتى و مرا نكشتى و برده نگرفتى و در عوض در آغوش خود تربيتم كردى نعمتى است از تو بر من.
و ليكن خواننده عزيز مىداند كه اين وجه محتاج به تقدير است (و تقدير آيه چنين مىشود: ان عبدت بنى اسرائيل و تركت تعبيدى . و در محاوره تقدير، خلاف اصل است).