ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٥٩ - بحث روايتى رواياتى در ذيل آيات مربوط به استيناس و استيذان در هنگام ورود به خانه ديگران
روايت كرده كه در ذيل آيه:(لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها) فرموده: استيناس عبارت است از صداى پا و سلام كردن[١].
مؤلف: اين روايت را صدوق هم در معانى الاخبار از محمد بن حسن به طور رفع از عبد الرحمن نامبرده از امام صادق (ع) نقل كرده[٢].
و در مجمع البيان از ابى ايوب انصارى روايت كرده كه گفت: به رسول خدا ٦ عرض كردم: كه استيناس به چه نحو صورت مىگيرد؟ فرمود به اينكه آدمى تسبيح و حمد و تكبير گويد و تنحنح كند تا اهل خانه بفهمند[٣].
و از سهل بن سعد روايت شده كه گفت مردى سر زده وارد يكى از اطاقهاى رسول خدا ٦ شد، رسول خدا ٦ داشت سر خود را شانه مىزد، و فرمود: اگر من بدانم كه تو نگاه مىكردى همان شانه را به دو چشمت مىكوبيدم، اينطور استيذان كردن همان نگاه كردن و حرام است[٤].
و روايت شده كه مردى از رسول خدا ٦ پرسيد آيا از مادرم هم اذن دخول بخواهم؟ فرمود: آرى، گفت: آخر او غير از من خادمى ندارد، باز هر وقت بر او وارد مىشوم استيذان كنم؟ فرمود آيا دوست دارى او را برهنه ببينى؟ آن مرد گفت نه فرمود: پس استيذان كن[٥].
و نيز روايت شده كه مردى مىخواست به خانه رسول خدا ٦ در آيد تنحنح كرد، حضرت از داخل خانه به زنى به نام روضه فرمود: بر خيز به اين مرد ياد بده كه به جاى تنحنح بگويد السلام عليكم آيا داخل شوم؟ آن مرد شنيد و همين طور گفت. پس فرمود: داخل شو[٦].
مؤلف: در الدر المنثور هم از جمعى از صاحبان جوامع حديث روايت اولى را از ابى ايوب، و دومى را از سهل بن سعد، و چهارمى را از عمرو بن سعد ثقفى آورده[٧].
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از عبادة بن صامت روايت كرده كه شخصى از رسول خدا ٦ پرسيد: چرا در هنگام ورود به خانهها بايد استيذان كرد؟
[١] تفسير قمى، ج ٢، ص ١٠١.
[٢] معانى الاخبار، ص ١٦٣.
[٣] ( ٣ و ٤ و ٥) مجمع البيان، ج ٧، ص ١٣٥.
[٤] ( ٣ و ٤ و ٥) مجمع البيان، ج ٧، ص ١٣٥.
[٥] ( ٣ و ٤ و ٥) مجمع البيان، ج ٧، ص ١٣٥.
[٦] مجمع البيان، ج ٧، ص ١٣٦.
[٧] الدر المنثور، ج ٥، ص ٣٨ و ٣٩.