ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٢ - معناى امانت و عهد و مراد از رعايت آن دو(و الذين هم لأماناتهم و عهدهم راعون)
صيغه عهد ملتزم به آن شده باشد، مانند نذر و سوگند. و ممكن است منظور از آن، مطلق تكليفهايى باشد كه متوجه به مؤمنين شده، چون در قرآن ايمان مؤمن را عهد و ميثاق او ناميده است. و همچنين تكاليفى را كه متوجه آنان كرده عهد خوانده و فرموده:(أَ وَ كُلَّما عاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ)[١] و نيز فرموده: (وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ، لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ) [٢] و شايد به جهت همين كه اين معنا مورد نظر بوده، كلمه عهد را مفرد آورد، چون تمامى تكاليف را يك عهد و يك ايمان شامل مىشود.
كلمه رعايت به معناى حفظ است. و بعضى[٣] گفتهاند: اصل اين كلمه به معناى محافظت از حيوانات است، يا به اينكه آنها را غذا دهند، غذايى كه حافظ حيات آنها باشد، و يا به اينكه از خطر دشمن و درنده نگاه بدارند و آن گاه در مطلق حفظ استعمال شده است. و بعيد نيست كه عكس اين مطلب به ذهن نزديكتر باشد، يعنى كلمه مورد بحث در اصل به معناى مطلق حفظ بوده و سپس در خصوص حفظ حيوانات استعمال شده باشد.
و كوتاه سخن اينكه: آيه مورد بحث مؤمنين را به حفظ امانت و خيانت نكردن به آن و حفظ عهد و نشكستن آن، توصيف مىكند و حق ايمان هم همين است كه مؤمن را به رعايت عهد و امانت وادار سازد، چون در ايمان معناى سكون و استقرار و اطمينان نهفته، وقتى انسان كسى را امين دانست و يقين كرد كه هرگز خيانت ننموده پيمان نمىشكند، قهرا دلش بر آنچه يقين يافته مستقر و ساكن و مطمئن مىشود و ديگر تزلزلى به خود راه نمىدهد.
(وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ) صلوات جمع صلاة- نماز است. و اينكه فرموده: نماز را محافظت مىكنند خود قرينه اين است كه مراد محافظت از عدد آن است پس مؤمنين محافظت دارند كه يكى از نمازهايشان فوت نشود و دائما مراقب آنند. حق ايمان هم همين است كه مؤمنين را به چنين مراقبتى بخواند.
و به همين جهت كلمه صلاة را در اينجا با صيغه جمع آورده و در جمله (فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ) مفرد، براى اينكه خشوع در جنس نماز، به طور مساوى شامل همه است، و ديگر لازم نيست كه جمع آورده شود.
[١] و آيا هر عهدى كه با ايشان بسته شود و هر تكليفى كه به ايشان شود بنا دارند تخلف كنند؟
سوره بقره، آيه ١٠٠.
[٢] قبلا هم با خدا عهد كردند كه پشت به جنگ نكنند سوره احزاب، آيه ١٥.
[٣] روح المعانى، ج ١٨، ص ١١.