ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢٠ - بحث روايتى(رواياتى در باره قوم لوط، فرشتگان ميهمان لوط و داستان هلاكت قوم او)
آمده كه عدد ملائكه سه نفر بودهاند اما به نامهاى جبرئيل و ميكائيل و رفائيل، و از روايت مورد بحث بر مىآيد كه كلام لوط را كه گفت:(لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً ...) خطابش به ملائكه بوده نه به قوم و ما نيز در بيان آيات به اين معنا اشاره كرديم.
و اينكه امام فرمود: خدا رحمت كند لوط را اگر مىدانست ... در معناى كلامى است از رسول خدا ٦- طورى كه از آن حضرت نقل شده- كه فرموده بود! خدا رحمت كند لوط را كه اگر امروز بود به ركنى شديد پناهنده مىشد.
و اينكه فرمود: خداى تعالى به محمد ٦ فرمود ... اشاره است به احتمالى كه قبلا داديم و گفتيم جمله(وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ) تهديد قريش است.
و قمى در تفسيرش به سند خود از ابى بصير از امام صادق (ع) روايت كرده كه در ذيل جمله:(وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ) فرموده هيچ بندهاى از بندگان خدا كه عمل قوم لوط را حلال بداند از دنيا نمىرود مگر آنكه خداى تعالى با يكى از آن سنگها كه بر قوم لوط زد او را خواهد زد و مرگش در همان سنگ خواهد بود ولى خلق، آن سنگ را نمىبينند.[١] مؤلف: مرحوم كلينى نيز در كافى به سند خود از ميمون البان از آن حضرت نظير اين روايت را نقل كرده و در آن آمده كسى كه اصرار بر عمل لواط داشته باشد نمىميرد مگر بعد از آنكه خدا او را با يكى از اين سنگها هدف قرار دهد و مرگش در همان سنگ باشد و احدى آن سنگ را نمىبيند.[٢] و در اين دو حديث اشارهاى هست به اينكه جمله(وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ) اختصاصى به قريش ندارد و نيز اشاره دارد به اينكه عذاب مذكور (يعنى رمى به سنگريزه) عذابى روحانى بوده نه مادى.
و در كافى به سند خود از يعقوب بن شعيب از امام صادق (ع) روايت كرده كه در معناى كلام لوط (ع) كه گفت: اين دختران من براى شما پاكيزهترند فرمود:
جناب لوط ازدواج با دختران خود را پيشنهاد كرده[٣].
و در تهذيب از حضرت رضا (ع) روايت آورده كه شخصى از آن جناب از اين عمل كه كسى با همسرش از عقب جماع كند سؤال كرد، حضرت فرمود: آيهاى از كتاب خداى عز و جل آن را مباح كرده و آن آيهاى است كه كلام لوط را حكايت مىكند كه گفت:
[١] تفسير قمى، ج ١، ص ٣٣٦.
[٢] ( ٢ و ٣) فروع كافى، ج ٥، ص ٥٤٨، چاپ ايران.
[٣] ( ٢ و ٣) فروع كافى، ج ٥، ص ٥٤٨، چاپ ايران.