ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤١٣ - ٥ - وثنيت صابئه
به شكل و قيافهاى در آيد و يا اينكه هميشه در حالت ظهور نيستند مثلا فلان ستاره كه معبود ما است هميشه پيدا نيست تا عبادات خود را روبروى آن انجام دهيم بلكه همواره در حال طلوع و غروب است و دست يابى و توجه به آن مشكل است، پس لازم است صنمى درست شود كه اولا حاكى از صفات و خصوصيات آن اله باشد و ثانيا هميشه در دسترس باشد تا هر وقت انسان بخواهد عبادتى كند رو به سوى آن كند.
٥- وثنيت صابئه:
وثنيت- بتپرستى- هر چند اقسام گوناگون آن به يك اصل بر مىگردد و آن عبارت است از شفيع گرفتن به درگاه خدا و پرستش بت و مجسمه آن شفيع و شايد اين مسلك چند بار سراسر عالم بشرى را گرفته باشد هم چنان كه قرآن كريم از امتهاى مختلفى آن را حكايت مىكند، از امت نوح و ابراهيم و موسى (ع) الا اينكه اختلاف مذاهب و گروندگان به اين مسلك آن قدر سليقهها و هوا و هوسها و خرافات را در آن راه دادهاند كه امروز براى يك متتبع، محال و يا نزديك به محال است كه آمار آن مذاهب را به دست بياورد و بيشتر آن مذاهب مبنى بر اساس استوار و ثابت، و قواعدى نظم يافته و با هم سازگار نيستند.
تنها مذهبى كه از مذاهب بتپرستى مىتوان گفت تا اندازهاى انتظام يافته و اصول و فروعش با هم سازگار است مذهب صابئه و وثنيت برهمىها و بودايىها است.
اما وثنيت صابئه بر اين اساس مبتنى شده كه مىگويند بين كون و فساد، و حوادثى كه در زمين رخ مىدهد با عالم بالا مثلا با حركت اجرام فلكى چون خورشيد و ماه و عطارد و زهره و مريخ و مشترى و زحل رابطهاى وجود دارد، و به عبارت ديگر اجرام فلكى و روحانياتى كه متعلق به آنها است اين نظام محسوس و مشهود عالم اراضى را تدبير مىكنند، و هر يك از آنها با يكى از حوادث زمين ارتباط دارد كه عالم نجوم بيانگر ارتباط هر حادثهاى با جرمى از اجرام سماوى است و اين حوادث، هر زمان كه دور فلك تجديد شود از نو شروع مىشود، حوادث دور گذشته را كه در هر قطعه از زمين داشت دوباره بروز مىدهد و اين جريان همواره تجديد مىشود بدون اينكه به جايى و زمانى منتهى و متوقف گردد.
پس در حقيقت اجرام فلكى و روحانيات آنها واسطههايى هستند بين خداى سبحان و بين اين عالم مشهود، و ما اگر آنها را عبادت كنيم آنها ما را به خداى تعالى نزديك مىكنند به همين جهت ما ناگزيريم از اينكه براى آن روحانيات مجسمه و بتى بسازيم و آنها را عبادت كنيم تا خدا را عبادت كرده باشيم چون، نه خدا ديدنى است و نه آن روحانيات.
مورخين خاطرنشان كردهاند كه اولين كسى كه اساس بتپرستى صابئه را بنيان نهاد و اصول و فروع آن را تهذيب كرد يوذاسف منجم بود كه در سرزمين هند در زمان سلطنت