ترجمه تفسیر المیزان
(١)
(10)(سوره يونس داراى 109 آيه مىباشد)
٣ ص
(٢)
سوره يونس(10) آيات 1 تا 10
٣ ص
(٣)
ترجمه آيات
٤ ص
(٤)
بيان آيات كيفيت و مكان نزول سوره يونس و بيان غرض و آهنگ كلى اين سوره مباركه
٥ ص
(٥)
اشاره به استعمال كلمه آيه در مورد معانى، اعيان و اقوال
٦ ص
(٦)
اشاره به اينكه تعين و جدا سازى آيات قرآن بستگى به ذوق تفاهم دارد و بيان مراد از حكيم در تلك آيات الكتاب الحكيم
٧ ص
(٧)
توضيحى در باره اينكه وحى مشتمل است بر انذار همه مردم و تبشير مؤمنين و بيان معناى قدم صدق
٨ ص
(٨)
جواب خداى تعالى به ترديد و تعجب كفار از نزول وحى و اينكه پيامبر
٩ ص
(٩)
استدلال اول بر اثبات معاد، به سنت جاريه الهيه بر افاضه رحمت تا تماميت و كمال موجودات
١١ ص
(١٠)
حجت دوم اعمال قسط و عدل الهى، با پاداش دادن به صالح و كيفر دادن به طالح(ليجزي الذين آمنوا )
١٢ ص
(١١)
حقانيت خلقت الهى در آفرينش آفتاب و ماه
١٢ ص
(١٢)
معناى اختلاف ليل و نهار و حكمتهايى كه در آن وجود دارد
١٤ ص
(١٣)
اعتماد به معاد يكى از اصول و پايههاى دين است و انكار لقاء الله و فراموشى روز حساب و دلبستگى به زندگى دنيا اساس انكار دين مىباشد
١٧ ص
(١٤)
مراد از هدايت مؤمنين به ايمانشان، و اشاره به رابطه بين ايمان و عمل و آثار هر يك
١٧ ص
(١٥)
محبت خالص مؤمنين به خداى تعالى، و تسبيح او، و تحيت و درود آنان به يكديگر در جنات نعيم
١٩ ص
(١٦)
حمد و ستايش خداى تعالى فقط از بندگان مخلص خدا بر مىآيد
٢١ ص
(١٧)
بحث روايتى(رواياتى در مورد قدم صدق عند ربهم ، و تسبيح و حمد پروردگار توسط اهل بهشت)
٢٣ ص
(١٨)
توضيحى در باره معناى تسبيح و حمد خداى تعالى و بيانى در باره انقطاع تمام سخنان در دنيا جز ذكر الحمد لله
٢٤ ص
(١٩)
سوره يونس(10) آيات 11 تا 14
٢٥ ص
(٢٠)
ترجمه آيات
٢٥ ص
(٢١)
بيان آيات
٢٦ ص
(٢٢)
علت اينكه خداى سبحان به طغيانگران منكر توحيد و معاد مهلت مىدهد و در عذابشان شتاب نمىكند
٢٧ ص
(٢٣)
سبب ضلالت و طغيان كافران و غفلت ورزيدنشان از خداى تعالى
٢٨ ص
(٢٤)
سوره يونس(10) آيات 15 تا 25
٣١ ص
(٢٥)
ترجمه آيات
٣٢ ص
(٢٦)
بيان آيات
٣٣ ص
(٢٧)
علت اينكه مشركين به رسول الله
٣٤ ص
(٢٨)
جواب به درخواست مشركين و بيان اينكه پيامبر
٣٦ ص
(٢٩)
شدت شناعت ظلم بستگى به عظمت مورد ظلم دارد و ظلمى بالاتر از افتراء بستن به خدا يا تكذيب آيات او نيست
٣٨ ص
(٣٠)
فلسفه بت پرستى و مبناى عقايد بت پرستان در باره بتها و رد پندارهاى باطل آنان
٣٩ ص
(٣١)
توضيحى در مورد پيدايش اختلاف در ميان مردم و بوجود آمدن دو راه هدايت و ضلالت
٤١ ص
(٣٢)
اقوال مفسرين در ذيل آيه شريفه و ما كان الناس إلا أمة واحدة فاختلفوا
٤٣ ص
(٣٣)
سخن يكى از مفسرين در مورد جمله و لو لا كلمة سبقت من ربك و بيان نادرستى آن
٤٥ ص
(٣٤)
شرحى در مورد مكر مشركين در آيات خدا و مراد از الله أسرع مكرا
٤٧ ص
(٣٥)
معناى دعاء و فرق آن با نداء و بيان مراد از دعا و دعوت خداى تعالى و دعا و دعوت بندگان
٥٢ ص
(٣٦)
دعا و عبادت در حقيقت يكى هستند و دعاء بنده عبادت، و عبادت او دعا است
٥٢ ص
(٣٧)
معناى سلام و اينكه سلام از اسماء خداى تعالى است و اشاره به وجه تسميه بهشت به دار السلام
٥٤ ص
(٣٨)
بحث روايتى(رواياتى چند در مورد درخواست قرآنى ديگر توسط مشركين، مكر كردن با خدا، دار السلام و )
٥٥ ص
(٣٩)
سوره يونس(10) آيات 26 تا 30
٥٨ ص
(٤٠)
ترجمه آيات
٥٨ ص
(٤١)
بيان آيات
٥٩ ص
(٤٢)
پاداش نيكوكاران حسنى و زياده بر آن است و دچار تاريكى ظاهرى و معنوى نمىشوند
٥٩ ص
(٤٣)
كيفر بد كاران مساوى كار بدشان است، ذليل هستند، چهرههايشان را سياهى پوشانيده و خالد در آتشند
٦١ ص
(٤٤)
شرحى در مورد اينكه در روز قيامت بتها و خدايان مشركين، عبادت آنان را نفى مىكنند و بيان اينكه در مقابل بتها و خدايان و همى، عبادت قابل تحقق نيست
٦١ ص
(٤٥)
نقد و رد نظريات مختلف برخى از مفسرين در مورد نفى عبادت مشركين
٦٣ ص
(٤٦)
بحث روايتى(چند روايت در مورد اينكه پاداش محسنين، حسنى و زياده بر آن است و در مورد سياهى چهره بد كاران در روز قيامت)
٦٧ ص
(٤٧)
سوره يونس(10) آيات 31 تا 36
٦٩ ص
(٤٨)
ترجمه آيات
٦٩ ص
(٤٩)
بيان آيات
٧٠ ص
(٥٠)
معناى رازق بودن خداوند از آسمان و زمين، و منظور از ملكيت گوشها و چشمها در أمن يملك السمع و الأبصار
٧١ ص
(٥١)
معناى حيات(زنده بودن)، و اشاره به عموميت حيات بين حيوان و نبات
٧٢ ص
(٥٢)
اينكه خداوند زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مىكند، يعنى چه؟
٧٣ ص
(٥٣)
احتجاج براى توحيد خداوند در ربوبيت به اينكه تنها مدبر امور مردم و امور عالم پروردگار يگانه است
٧٤ ص
(٥٤)
احتجاج دوم براى توحيد خداوند، با استناد به مساله ابداء و اعاده خلق
٧٨ ص
(٥٥)
احتجاج سوم براى وحدانيت رب معبود با استناد به وجوب پيروى از حق كه با پيروى از هادى به سوى حق حاصل مىگردد
٧٩ ص
(٥٦)
نكته و معناى لطيفى كه از جمله پرسشى أ فمن يهدي إلى الحق أحق أن يتبع استفاده مىشود
٨١ ص
(٥٧)
مراد از هدايت در آيه شريفه، ايصال به مطلوب است نه صرف ارائه طريق و اينگونه هدايت جز كار خدا و كسانى كه بدون واسطه هدايت گشتهاند، كار كسى نيست
٨٢ ص
(٥٨)
معناى استثناء در أمن لا يهدي إلا أن يهدى و اقوال نادرست برخى از مفسرين در اين باره
٨٣ ص
(٥٩)
اشاره به اينكه هدايت به معناى ايصال به مطلوب، شان انبياء و ائمه(ع) است
٨٦ ص
(٦٠)
سوره يونس(10) آيات 37 تا 45
٨٨ ص
(٦١)
ترجمه آيات
٨٨ ص
(٦٢)
بيان آيات
٨٩ ص
(٦٣)
نفى شانيت مفترى بودن، از قرآن كريم در جمله و ما كان هذا القرآن أن يفترى
٩٠ ص
(٦٤)
مراد از الذي بين يديه و معناى تفصيل الكتاب و اشاره به وحدت همه اديان و اينكه اختلاف اديان در اجمال و تفصيل است
٩٠ ص
(٦٥)
تحدى قرآن كريم به اينكه سورهاى مانند قرآن بياوريد اختصاص به سور معينى ندارد
٩٢ ص
(٦٦)
فقط به فصاحت و بلاغت قرآن تحدى نشده، بلكه از لحاظ معنى و محتواى قرآن نيز مبارز طلبى شده است
٩٣ ص
(٦٧)
تاويل معارف و احكام قرآن از مقوله معانى الفاظ نيست و جهل مشركين به اين تاويل موجب تكذيب آنان شده است
٩٤ ص
(٦٨)
تقسيم امت اسلام به دو گروه ايمان آورندگان و ايمان نياورندگان
٩٦ ص
(٦٩)
مراد از اينكه در روز حشر، بر انگيخته شدگان مىپندارند جز يك ساعت درنگ نكردهاند
٩٧ ص
(٧٠)
سوره يونس(10) آيات 46 تا 56
٩٩ ص
(٧١)
ترجمه آيات
٩٩ ص
(٧٢)
بيان آيات
١٠٠ ص
(٧٣)
سنت الهى مبنى بر فرستادن رسول براى همه امم و قضاء به حق و عدل در بين مصدقين و مكذبين و نجات دادن گروه اول و عذاب و هلاك كردن گروه دوم
١٠٢ ص
(٧٤)
امتها - همچون افراد - اجل و پايانى دارند و امم پيشين بعد از ارسال رسل و پيدايش اختلاف در ميان مردم، با قضاء الهى معذب و منقرض شدهاند
١٠٥ ص
(٧٥)
اين پندار غلط و خرافى كه عذاب دنيوى از امت اسلام برداشته شده با منطق اسلام سازگار نيست
١٠٦ ص
(٧٦)
سرزنش آنهايى كه از روى استهزاء شتاب در نزول عذاب را درخواست كردند
١٠٧ ص
(٧٧)
سلطنت و مالكيت خداى تعالى قابل مقايسه با سلطنتهاى اعتبارى ظاهرى افراد انسان نيست و وجود مانع و رادع از تحقق اراده حق متعال، معقول نيست
١٠٩ ص
(٧٨)
قول خداى تعالى و وعده او همان فعل محقق او است و قابل تخلف و ترديد نمىباشد(إن وعد الله حق)
١١١ ص
(٧٩)
بحث روايتى(دو روايت در ذيل آيات گذشته مربوط به عذاب)
١١٢ ص
(٨٠)
سوره يونس(10) آيات 57 تا 70
١١٤ ص
(٨١)
ترجمه آيات
١١٥ ص
(٨٢)
بيان آيات
١١٦ ص
(٨٣)
توضيح معناى مفردات آيه شريفه موعظه ، شفاء لما في الصدور ، هدى و رحمت
١١٦ ص
(٨٤)
اشاره به معناى رحمان و رحيم و مراد از اينكه قرآن براى مؤمنين رحمت است
١١٧ ص
(٨٥)
توصيف قرآن به چهار صفت موعظه، شفاى درون، هدايت و رحمت بودن، در آيه شريفه، بيان جامعى است براى همه آثار طيب و نيكوى قرآن كريم
١١٨ ص
(٨٦)
مراد از فضل خدا و رحمت خدا در آيه شريفه قل بفضل الله و برحمته
١١٩ ص
(٨٧)
وجه اينكه از دادن روزى به انزال روزى تعبير شده، با اينكه رزق آدميان در زمين است
١٢١ ص
(٨٨)
بيان اينكه هر حكمى بايد با اذن خدا باشد و حكم مختص به خدا است و طرح دو شبهه در اين زمينه و پاسخ به آن دو شبهه
١٢٣ ص
(٨٩)
حكم خدا منطبق با فطرت، هماهنگ با نظام خلقت و همسوى حركت انسان به سوى هدف كمال او است
١٢٤ ص
(٩٠)
سلطنت و احاطه تام الهى بر اعمال بشر، شهادت و علمى است كامل و فراگيرنده همه اعمال از همه خلائق حتى پيامبر خدا
١٢٨ ص
(٩١)
معناى ولايت و مراد از ولايت خدا
١٢٩ ص
(٩٢)
اشاره به مراتب ايمان و بيان اينكه خداى تعالى ولى مؤمنين است كه از مرتبه بالاى ايمان برخوردارند
١٣٠ ص
(٩٣)
توجيه و توضيحى در مورد اينكه اولياى خدا، ترس و اندوهى ندارند و بيان اينكه اطلاق جمله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون شامل نفى ترس و اندوه هم در دنيا و هم در آخرت مىشود
١٣٢ ص
(٩٤)
بررسى سخن يكى از مفسرين در باره نفى ترس و اندوه از اولياى خدا و رد آن گفته
١٣٤ ص
(٩٥)
تسلى دادن به پيامبر
١٣٧ ص
(٩٦)
استدلال براى محال بودن فرزند داشتن خداى تعالى، در برابر مشركين كه گفتند اتخذ الله ولدا
١٣٨ ص
(٩٧)
بحث روايتى
١٤٠ ص
(٩٨)
چند روايت در مورد مراد از فضل و رحمت خدا در قل بفضل الله و برحمته
١٤١ ص
(٩٩)
رواياتى در باره معناى ولايت خدا و وصف اولياء الله
١٤٢ ص
(١٠٠)
چند روايت در تفسير بشرى داشتن اولياء الله در دنيا و آخرت(لهم البشرى في الحياة الدنيا و في الآخرة)
١٤٤ ص
(١٠١)
چند روايت در باره رؤيا و اقسام آن
١٤٦ ص
(١٠٢)
سوره يونس(10) آيات 71 تا 74
١٤٨ ص
(١٠٣)
ترجمه آيات
١٤٨ ص
(١٠٤)
بيان آيات
١٤٩ ص
(١٠٥)
گفتگوى نوح(ع) با قوم خود و
١٥٠ ص
(١٠٦)
بحث روايتى(رواياتى در باره عالم ذر و كفر و ايمان انسان در آن عالم و توضيحى در اين باره)
١٥٢ ص
(١٠٧)
توضيحى در باره تعبير ظلال در مورد عالم ذر، در بعضى روايات
١٥٤ ص
(١٠٨)
سوره يونس(10) آيات 75 تا 93
١٥٦ ص
(١٠٩)
ترجمه آيات
١٥٧ ص
(١١٠)
بيان آيات
١٥٨ ص
(١١١)
وقايعى از سرگذشت، پيغمبر اسلام
١٥٨ ص
(١١٢)
گفتگوى موسى با فرعونيان
١٥٩ ص
(١١٣)
سحر و هر باطل ديگر، از آنجا كه از جريان نظام عالم خارج است بنا بر سنت الهى مبنى بر استقرار و احقاق حق و محو و ابطال باطل، دوامى نخواهد داشت
١٦١ ص
(١١٤)
مراد از ذرية من قومه كه به موسى(ع) ايمان آوردند و اقوال مفسرين در اين باره
١٦٤ ص
(١١٥)
ضعيفان بنى اسرائيل با ترس و واهمه از فرعون و اطرافيان توانگر او به موسى(ع) گرويدند
١٦٥ ص
(١١٦)
اگر مؤمن هستيد و تسليم خدائيد، بر او توكل كنيد
١٦٦ ص
(١١٧)
دعاى بنى اسرائيل ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظالمين دعا براى رفع ضعف و ذلت از خودشان بوده است
١٦٧ ص
(١١٨)
امر به خانه سازى براى بنى اسرائيل
١٦٨ ص
(١١٩)
ابتداء به اضلال، بر خداوند محال است ولى اضلال براى مجازات محال نيست و مال و زينت دادن به فرعونيان از اين باب بوده است
١٧٠ ص
(١٢٠)
استجابت نفرين موسى و هارون عليه فرعونيان
١٧٢ ص
(١٢١)
ايمان آوردن فرعون در آستانه هلاكت، و مردود بودن ايمان و توبه او
١٧٣ ص
(١٢٢)
اشاره به رابطه نفس و بدن و بيان اينكه انسانيت انسان به نفس او است و بدن، مركب و ابزار كار نفس است
١٧٤ ص
(١٢٣)
وجوهى كه در معناى ننجيك ببدنك گفته شده و بيان اينكه علت انتساب نجات به بدن فرعون، اتحاد شديد بين نفس و بدن است
١٧٥ ص
(١٢٤)
معناى مبوأ صدق كه در وصف مسكن بنى اسرائيل آمده است و اشاره به مفهومى كه از اضافه اشياء و مفاهيم به كلمه صدق ، استفاده مىشود
١٧٧ ص
(١٢٥)
سوره يونس(10) آيات 94 تا 103
١٧٩ ص
(١٢٦)
ترجمه آيات
١٧٩ ص
(١٢٧)
بيان آيات
١٨٠ ص
(١٢٨)
معناى آيه شريفه فإن كنت في شك مما أنزلنا إليك كه متضمن استشهاد از اهل كتاب براى اثبات اينكه معارف قرآن مجيد آسمانى و حق است، مىباشد
١٨١ ص
(١٢٩)
نكتهاى كه در مخاطب قرار دادن رسول گرامى
١٨٢ ص
(١٣٠)
مراد از حتمى شدن كلمه پروردگار، كه در بيان علت زيانكارى مكذبين آمده است، حتمى شدن عذاب آتش است بر آنها
١٨٤ ص
(١٣١)
هر انسانى چه به اختيار و چه به اضطرار ايمان مىآورد ولى ايمان اضطرارى مقبول نيست
١٨٥ ص
(١٣٢)
معناى استثناء إلا قوم يونس در آيه فلو لا كانت قرية آمنت و اشاره به بعض وجوهى كه در معناى اين استثنا گفته شده است
١٨٦ ص
(١٣٣)
اشاره به اينكه ايمان بايد اختيارى و بدون اكراه باشد و بيانى در مورد اينكه هيچ كس جز به اذن خدا ايمان نمىآورد و اگر خدا مىخواست همه اهل زمين ايمان مىآوردند
١٨٧ ص
(١٣٤)
در آيه شريفه و ما كان لنفس از شك و ترديد(در مقابل ايمان) به رجس و پليدى تعبير شده است
١٨٨ ص
(١٣٥)
وعده خداوند به نجات دادن مؤمنين از امت اسلام، همانطور كه پيامبران و مؤمنين از امم گذشته را نجات داد
١٩٠ ص
(١٣٦)
بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيه فإن كنت في شك قوم يونس )
١٩١ ص
(١٣٧)
سوره يونس(10) آيات 104 تا 109
١٩٤ ص
(١٣٨)
ترجمه آيات
١٩٤ ص
(١٣٩)
بيان آيات
١٩٥ ص
(١٤٠)
مراد از شك داشتن مشركين در دين پيامبر
١٩٥ ص
(١٤١)
پيامبر
١٩٦ ص
(١٤٢)
نكتهاى كه در تعبير لطيف در فلا أعبد الذين تعبدون و لا تدع من دون الله ما لا ينفعك و لا يضرك
١٩٧ ص
(١٤٣)
(11) سوره هود در مكه نازل شده و مشتمل بر صد و بيست آيه است(120)
١٩٩ ص
(١٤٤)
سوره هود(11) آيات 1 تا 4
١٩٩ ص
(١٤٥)
ترجمه آيات
١٩٩ ص
(١٤٦)
بيان آيات توحيد اصلى است متضمن تمامى تفاصيل و جزئيات معانى قرآن و تمام تفاصيل و فروع قرآن به آن اصل بر مىگردد
١٩٩ ص
(١٤٧)
آهنگ و غرض كلى سوره هود و كيفيت و مكان نزول آن
٢٠٠ ص
(١٤٨)
معناى احكام و تفصيل و اينكه آيات قرآن محكم بود و مفصل گشت(أحكمت آياته ثم فصلت)
٢٠٢ ص
(١٤٩)
اقوال مختلف مفسرين در باره مراد از احكام و تفصيل آيات، و بيان نادرستى آن اقوال
٢٠٤ ص
(١٥٠)
آيه ألا تعبدوا إلا الله مفسر محكم و مفصل بودن آيات قرآن است
٢٠٧ ص
(١٥١)
مراد از توبه در و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه ايمان است
٢٠٩ ص
(١٥٢)
نتيجه توحيد، استغفار و ايمان، زندگى خوب و حيات طيبه دنيوى، در پرتو علم و عمل صالح و بهرهمندى همگان از نعمتهاى زمينى، مىباشد
٢١٠ ص
(١٥٣)
معناى اينكه خداوند به هر داراى فضلى فضلش را مىدهد و اشاره به اينكه فقط دين توحيد است كه افراط و تفريط در روابط اجتماعى را تعديل مىكند
٢١١ ص
(١٥٤)
هر كس در جايى كه لايق آنست قرار داده مىشود
٢١٢ ص
(١٥٥)
بيان نادرستى سخن يكى از مفسرين كه از جمله يمتعكم متاعا حسنا نجات امت محمد
٢١٣ ص
(١٥٦)
سوره هود(11) آيات 5 تا 16
٢١٦ ص
(١٥٧)
ترجمه آيات
٢١٧ ص
(١٥٨)
بيان آيات
٢١٨ ص
(١٥٩)
معناى جمله يثنون صدورهم ليستخفوا منه كه پنهان شدن مشركين براى پرهيز از روبرو شدن با دعوت پيامبر
٢١٩ ص
(١٦٠)
روزى دادن به موجودات نيز همچون ايجاد آنان، مختص خداى تعالى و حقى است براى خلق كه خداوند بر خود واجب فرموده است
٢٢١ ص
(١٦١)
معناى سماء و مراد از سماوات
٢٢٢ ص
(١٦٢)
منظور از خلق سماوات و ارض در شش روز(هو الذي خلق السماوات و الأرض في ستة أيام)
٢٢٢ ص
(١٦٣)
معناى جمله و كان عرشه على الماء
٢٢٤ ص
(١٦٤)
امورى كه در قرآن به عنوان هدف از خلقت، از آنها ياد شده و از آن جمله است آزمايش و تميز نيكوكار از بدكار
٢٢٥ ص
(١٦٥)
استنتاج وجود ملائكه قبل از خلقت آسمانها و زمين، از جمله و كان عرشه على الماء و بررسى و رد اساس و مبناى اين نظر
٢٢٧ ص
(١٦٦)
جهات حسن و مصلحت بر اراده و افعال ما حاكم است و خداوند جل شانه تحت تاثير و حكومت آن جهات و هيچ چيز ديگر نيست
٢٢٨ ص
(١٦٧)
مراد كفار از اينكه مساله معاد و بعث بعد از مرگ را سحر خواندند
٢٢٩ ص
(١٦٨)
مقصود از كلمه امت در آيه و لئن أخرنا عنهم العذاب إلى أمة معدودة و وجوهى كه در معناى آن گفته شده است
٢٣٠ ص
(١٦٩)
هر نعمتى كه خدا عطا مىكند، رحمتى از او است و بشر طلبكار آن نبوده تا با گرفتن آن نوميد شده، كفران بورزد
٢٣٢ ص
(١٧٠)
انسان تنگ نظر و كوتهبينان بين است، در شدت و بلا، نوميد و كفور و در نعمت و رفاه، سرمست و بالنده است جز صابران نيكو كردار
٢٣٤ ص
(١٧١)
صبر و عمل صالح انسان را از آن دو طبيعت مذموم مىرهانند، و صبر و عمل صالح منفك از ايمان نيستند
٢٣٥ ص
(١٧٢)
توضيح در باره خطاب به رسول خدا
٢٣٦ ص
(١٧٣)
مثالى براى فهم وجه خطاب مذكور و اينكه در آن خطاب بطور جدى احتمال ترك ابلاغ، داده نشده
٢٣٧ ص
(١٧٤)
چون و چراى كفار در باره نزول قرآن و جواب خداى تعالى به آنان
٢٣٩ ص
(١٧٥)
اگر مىپنداريد قرآن افتراء بسته بر خدا است، شما نيز از عهده اين افتراء برآييد!
٢٤١ ص
(١٧٦)
شرحى در مورد اينكه تحدى و مبارزه طلبى قرآن، همه جانبه است و علاوه بر فصاحت و بلاغت شامل معانى و معارف قرآن نيز هست
٢٤٢ ص
(١٧٧)
بررسى پاسخهايى كه به اشكال مربوط به اينكه چرا در آغاز، به يك سوره و سپس به ده سوره تحدى شده است، دادهاند
٢٤٤ ص
(١٧٨)
پاسخ ما به اشكال مربوط به اختلاف در پيشنهادهاى قرآن در مواردى كه تحدى و مبارزه طلبى كرده است
٢٤٦ ص
(١٧٩)
مقصود از بلاغت قرآن، بلاغت مصطلح بين علماء بلاغت و ادب نيست
٢٤٧ ص
(١٨٠)
اختلاف در موارد تحدى، به اختلاف در اغراض و خصوصيات آن موارد بر مىگردد
٢٤٨ ص
(١٨١)
عدد ده در فأتوا بعشر سور مثله خصوصيتى ندارد و دلالت بر كثرت و تعدد دارد
٢٥٠ ص
(١٨٢)
طرح اين اشكال كه صرف ناتوانى بشر از آوردن مثل قرآن، دليل بر آن نمىشود كه قرآن از ناحيه خدا است و پاسخ بدان
٢٥١ ص
(١٨٣)
با عجز خود و اسبابى كه بدان معتقديد، از آوردن مثل قرآن، راهى جز يقين به الهى بودن قرآن نمىماند
٢٥٤ ص
(١٨٤)
معناى اينكه قرآن به علم خدا نازل شده و وجوهى كه در اين باره گفته شده است
٢٥٥ ص
(١٨٥)
بيان اينكه خطاب در جمله فهل أنتم مسلمون متوجه مشركين است و رد سخنان ديگرى كه در اين باره گفته شده است
٢٥٦ ص
(١٨٦)
مراد از توفيه اعمال(اعمال آنان را به آنان بر مىگردانيم) و بيان اينكه نتيجه عمل تابع اسباب و عوامل پديد آورنده عمل است
٢٥٩ ص
(١٨٧)
بحث روايتى(شامل رواياتى در ذيل آيات گذشته)
٢٦١ ص
(١٨٨)
رواياتى در مورد رازق بودن خداى تعالى و تقدير روزى براى همه
٢٦٢ ص
(١٨٩)
دو روايت از امام باقر و امام صادق
٢٦٤ ص
(١٩٠)
چند روايت در باره خلقت آسمانها و زمين و جمله و كان عرشه على الماء
٢٦٥ ص
(١٩١)
روايتى در مورد ليبلوكم أيكم أحسن عملا و بيان مراد از نيكوكارتر بودن
٢٦٦ ص
(١٩٢)
دو روايت در باره اينكه مراد از امت معدوده در آيه شريفه، امام زمان(ع) و اصحاب اويند
٢٦٧ ص
(١٩٣)
روايتى در مورد تقسيم امت محمد
٢٦٨ ص
(١٩٤)
سوره هود(11) آيات 17 تا 24
٢٦٩ ص
(١٩٥)
ترجمه آيات
٢٦٩ ص
(١٩٦)
بيان آيات
٢٧٠ ص
(١٩٧)
معناى بينه و موارد اطلاق و استعمال آن
٢٧١ ص
(١٩٨)
بينه در آيه أ فمن كان على بينة من ربه به معناى بصيرت الهى است و جمله مذكور منطبق بر رسول خدا
٢٧٢ ص
(١٩٩)
معناى شاهد در و يتلوه شاهد منه و اثر شهادت در اعتماد به مورد شهادت و ايمان به آن
٢٧٣ ص
(٢٠٠)
اشاره به انطباق شاهد منه در آيه شريفه با امير المؤمنين(ع) و وجوه ديگرى كه مفسرين در باره مراد از شاهد گفتهاند
٢٧٤ ص
(٢٠١)
قرآن چيز نوظهورى نيست و پيش از آن، كتاب موسى(ع) نازل شده، كتابى كه امام و رحمت بود
٢٧٦ ص
(٢٠٢)
جواب به مشركين به اينكه خود آنان با عقايد و سنن باطل و خرافى خود بر خدا افترا بستهاند و توضيح مراد از اينكه در قيامت مشركين بر پروردگارشان عرضه مىشوند
٢٧٩ ص
(٢٠٣)
تمامى منحرفين از راه حق، ستمكار و مفترى بر خدايند
٢٨١ ص
(٢٠٤)
مشركين و كفار با كفر خود و جز خدا را ولى گرفتن، از قدرت و سلطه خداى تعالى و ولايت او خارج نگشتهاند و عذابشان دو برابر مىشود
٢٨٢ ص
(٢٠٥)
توضيحى در باره اينكه كفار آيات خدا را نمىبينند و انذارها و تبشيرها را نمىشنوند
٢٨٣ ص
(٢٠٦)
معناى خسران نفس و ضلال و گم شدن مفتريات و مراد از اينكه كفار در آخرت اخسرون هستند
٢٨٥ ص
(٢٠٧)
معناى اخبات و مراد از اخبات مؤمنين به سوى خدا و بيان اينكه وصف و أخبتوا إلى ربهم در آيه شريفه، به طايفه خاصى از مؤمنين اشاره دارد
٢٨٧ ص
(٢٠٨)
بحث روايتى(رواياتى متعددى در باره انطباق جمله أ فمن كان على بينة من ربه و يتلوه شاهد منه بر رسول خدا
٢٨٨ ص
(٢٠٩)
روايتى در باره معناى و أخبتوا إلى ربهم
٢٩٢ ص
(٢١٠)
سوره هود(11) آيات 25 تا 35
٢٩٣ ص
(٢١١)
ترجمه آيات
٢٩٤ ص
(٢١٢)
بيان آيات
٢٩٥ ص
(٢١٣)
نوح(ع) نذير مبين بوده و رسالتش باز داشتن مردم از عبادت غير خدا و انذارشان از عذاب بوده است
٢٩٦ ص
(٢١٤)
انگيزه بت پرستى قوم نوح(ع) و محاجه آن جناب با آنان در سطح فهمشان
٢٩٧ ص
(٢١٥)
خروج از اسلام، خروج از نظام آفرينش است و عذاب و هلاكت در پى دارد
٢٩٨ ص
(٢١٦)
دليل اول توانگران و اشراف قوم نوح(ع) كه در رد دعوت آن حضرت استدلال كردند به اينكه او نيز چون آنان بشر است
٣٠٠ ص
(٢١٧)
استدلال دوم قوم نوح(ع) در رد دعوت آن جناب به اينكه افراد پا برهنه و مستمند و پست به تو ايمان آوردهاند!
٣٠٣ ص
(٢١٨)
سومين سخن قوم نوح(ع) در برابر آن جناب و مؤمنين به او، اين بود كه گفتند برترى و امتيازى در شما نمىبينيم
٣٠٣ ص
(٢١٩)
سخن ديگر قوم نوح(ع) خطاب به نوح و پيروانش ما شما را دروغگو مىپنداريم
٣٠٤ ص
(٢٢٠)
جواب نوح(ع) به استدلال اول قوم خود كه گفتند ما نراك إلا بشرا مثلنا
٣٠٦ ص
(٢٢١)
نفى اجبار و اكراه در دين، در شريعت نوح كه كهنترين شرايع است تشريع شده بود
٣٠٨ ص
(٢٢٢)
جواب نوح(ع) به اين سخن قوم خود كه مؤمنين به او را پست و ضعيف توصيف كردند، به اينكه او آنان را از خود نمىراند و حساب همه با خدا است
٣١٠ ص
(٢٢٣)
پاسخ نوح(ع) به اين حجت اشراف قوم خود كه به نوح(ع) و پيروانش گفتند ما در شما برترى و فضلى بر خود نمىبينيم
٣١١ ص
(٢٢٤)
پندارهاى جاهلانه عوام الناس در باره انبياء(ع) و توقعات نابجايشان از آنان
٣١٢ ص
(٢٢٥)
گفتارى فلسفى و قرآنى پيرامون قدرت انبياء و اولياء(پيرامون قدرت انبياء و اولياء به اذن خدا، عدم استقلال ممكنات از واجب الوجود، نه در ذات و نه در آثار)
٣١٤ ص
(٢٢٦)
بيان آيات
٣١٨ ص
(٢٢٧)
ديدگاه اشراف قوم نوح(ع) در باره تقسيم جامعه به دو طبقه بالا و پايين و مبارزه نوح(ع) با اين اعتقاد باطل
٣١٨ ص
(٢٢٨)
ملاك فضيلت، پاكى نفس و صفاى باطن است نه امتيازات و برتريهاى مادى و ظاهرى
٣١٩ ص
(٢٢٩)
سخن آخر قوم نوح(ع) به آن جناب اگر از راستگويان هستى، عذابى را كه وعده مىدهى بياور!
٣٢١ ص
(٢٣٠)
جواب نوح(ع) من اختيار ندارم، آوردن عذاب به دست خدا است و بسته به مشيت او مىباشد
٣٢٢ ص
(٢٣١)
معناى غى و فرق بين اغوا و اضلال و معناى اراده و اشاره به تفاوت بين اراده ما و اراده خدا
٣٢٤ ص
(٢٣٢)
بيان جواز انتساب اغواى مجازاتى به خداى تعالى و اشاره به اينكه عذاب استيصال قوم نوح(ع) مسبوق به اغواى خداوند بوده است
٣٢٥ ص
(٢٣٣)
وجوه ديگرى كه در معناى جمله إن كان الله يريد أن يغويكم گفته شده است
٣٢٦ ص
(٢٣٤)
مشابهت و همانندى احتجاجات نوح(ع) با قوم خود، با احتجاجات پيغمبر گرامى اسلام
٣٢٨ ص
(٢٣٥)
بحث روايتى(دو روايت در ذيل آيه لا ينفعكم نصحي و أم يقولون افتراه )
٣٣٠ ص
(٢٣٦)
سوره هود(11) آيات 36 تا 49
٣٣١ ص
(٢٣٧)
ترجمه آيات
٣٣٢ ص
(٢٣٨)
بيان آيات
٣٣٣ ص
(٢٣٩)
قطع اميد از ايمان آوردن قوم نوح(ع)
٣٣٣ ص
(٢٤٠)
مراد از خطاب خداوند به نوح(ع) كشتى را پيش چشمان ما و به وحى ما بساز و
٣٣٦ ص
(٢٤١)
مسخره كردن قوم نوح(ع)، كشتى ساختن او را و جواب آن حضرت به آنان
٣٣٨ ص
(٢٤٢)
معناى جمله و فار التنور و اقوال مختلفى كه در معناى تنور و فوران آن گفتهاند
٣٤٠ ص
(٢٤٣)
معناى جمله بسم الله مجراها و مرساها و احتمالاتى كه در باره مفردات اين جمله و معناى آن ذكر شده است
٣٤١ ص
(٢٤٤)
گفتگوى نوح(ع) كه از كفر درونى پسرش اطلاع نداشت، با او
٣٤٥ ص
(٢٤٥)
اتمام عذاب، و امر تكوينى خداى تعالى به سكون و آرامش زمين و آسمان(يا ارض ابلعى ماءك و )
٣٤٦ ص
(٢٤٦)
نكاتى ادبى و بلاغت شگفتى كه در آيه و قيل يا أرض ابلعي ماءك و يا سماء أقلعي ديده مىشود
٣٤٨ ص
(٢٤٧)
دلسوزى نوح(ع) براى پسرش - در قالب استفسار از خداى تعالى - و ادبى كه آن حضرت در سخن گفتن در باره پسرش، در برابر احكم الحاكمين به كار برده است
٣٥٠ ص
(٢٤٨)
مراد از اينكه پسر نوح(ع) از اهل آن حضرت نبوده است(إنه ليس من أهلك)
٣٥١ ص
(٢٤٩)
چند قول ديگر پيرامون مراد از جمله إنه ليس من أهلك
٣٥٢ ص
(٢٥٠)
منظور از اينكه پسر نوح(ع)، عملى غير صالح است(إنه عمل غير صالح)
٣٥٣ ص
(٢٥١)
بيان اينكه نوح(ع) تقاضاى نجات فرزند خود را نكرد و نهى فلا تسئلن ما ليس لك به علم تسديد الهى بوده كه همواره انبياء(ع) از آن برخوردار، و معصوم از خطا و لغزش بودهاند
٣٥٤ ص
(٢٥٢)
نمونههايى از نهى از عملى كه واقع نشده است
٣٥٥ ص
(٢٥٣)
بيان اينكه اين كلام نوح(ع) كه به خدا عرض كرد و إلا تغفر لي و ترحمني أكن من الخاسرين اظهار شكر است
٣٥٨ ص
(٢٥٤)
خطاب و امر به هبوط به نوح(ع) و همراهانش، دومين امر به هبوط به بشر، بعد از امر به هبوط آدم(ع) بوده است
٣٥٩ ص
(٢٥٥)
مراد از جمله و على أمم ممن معك در خطاب خداوند به نوح(ع)
٣٦٠ ص
(٢٥٦)
بحث روايتى(رواياتى در مورد داستان نوح و قوم او، در ذيل آيات شريفه گذشته)
٣٦٢ ص
(٢٥٧)
رواياتى در باره پسر نوح(ع) و تفسير اينكه خداوند به نوح(ع) فرمود او از اهل تو نيست و عمل غير صالح است
٣٦٧ ص
(٢٥٨)
چند بحث قرآنى، روايتى، تاريخى و فلسفى پيرامون داستان نوح(ع)
٣٧٠ ص
(٢٥٩)
1 - اجمالى از اصل داستان
٣٧٠ ص
(٢٦٠)
2 - داستان نوح(ع) در قرآن
٣٧١ ص
(٢٦١)
انحراف تدريجى بشر از فطرت انسانى و پيدايش اختلاف طبقاتى بعد از حضرت آدم(ع) و بعثت و رسالت حضرت نوح(ع)
٣٧١ ص
(٢٦٢)
دين و شريعت نوح(ع)
٣٧٢ ص
(٢٦٣)
تحمل زحمات طاقتفرساى نوح(ع) در كار دعوت
٣٧٢ ص
(٢٦٤)
مدت زيستن نوح(ع) در ميان قومش
٣٧٣ ص
(٢٦٥)
كشتى سازى نوح(ع)
٣٧٣ ص
(٢٦٦)
نزول عذاب و آمدن طوفان
٣٧٣ ص
(٢٦٧)
پايان يافتن داستان و پياده شدن نوح و همراهانش به زمين
٣٧٤ ص
(٢٦٨)
داستان پسر غرق شده نوح
٣٧٤ ص
(٢٦٩)
3 - خصائص نوح(ع) اولين پيامبر اولوا العزم، پدر دوم نسل حاضر بشر و
٣٧٦ ص
(٢٧٠)
داستان نوح(ع) در تورات فعلى
٣٧٧ ص
(٢٧١)
موارد مخالفت و تفاوت داستان نوح(ع) در تورات با آنچه در قرآن آمده است
٣٨٢ ص
(٢٧٢)
5 - در تواريخ و اسطورههاى ساير ملل در باره طوفان چه آمده است؟
٣٨٣ ص
(٢٧٣)
6 - آيا نبوت نوح(ع)، جهانى و براى همه بشر بوده؟
٣٨٥ ص
(٢٧٤)
شرحى در مورد نبوت و بعثت انبياء و جواب به بعض اهل سنت كه منكر عموميت رسالت نوح(ع) هستند
٣٨٦ ص
(٢٧٥)
انسان در مسير كمالى خود(به طبع ثانوى) ناچار از حيات اجتماعى و تعاونى است
٣٨٧ ص
(٢٧٦)
ضرورت وجود قانون در حيات اجتماعى بشر
٣٨٨ ص
(٢٧٧)
علاوه بر هدايت تكوينى انسان، و بهرهمندى او از عقل و تفكر، هدايت تشريعى انسان از راه وحى و نبوت، براى رسيدن به كمال و سعادت ضرورى و لازم است
٣٨٩ ص
(٢٧٨)
عمل نكردن بشر به تعاليم وحى، نمىتواند دليل بر لغو بودن ارسال رسل و انزال كتب باشد
٣٩٠ ص
(٢٧٩)
شريعت نوح(ع) كه نخستين شريعت الهى بوده، لزوما جهانى و همگانى بوده است
٣٩١ ص
(٢٨٠)
7 - آيا طوفان نوح همه كره زمين را فرا گرفت؟
٣٩٣ ص
(٢٨١)
سخن صاحب المنار در اين باره
٣٩٣ ص
(٢٨٢)
بيان نادرستى سخن صاحب المنار و اشاره به اينكه آيات قرآنى ظاهر در اينست كه طوفان نوح همه زمين را فرا گرفته بوده است
٣٩٥ ص
(٢٨٣)
اجمالى از برخى مباحث زمين شناسى در چند فصل
٣٩٦ ص
(٢٨٤)
1 - سرزمينهاى رسوبى
٣٩٦ ص
(٢٨٥)
2 - عامل پيدايش قشرها و طبقات ژئولوژى، همان طبقات رسوبى بودهاند
٣٩٧ ص
(٢٨٦)
3 - توسعه و گسترش درياها به علت سرازير شدن سيلابها به طرف آنها
٣٩٨ ص
(٢٨٧)
4 - در عهد طوفان چه عواملى باعث زياد شدن آبها و شدت عمل آنها شدند؟
٣٩٩ ص
(٢٨٨)
5 - نتيجه بحث
٤٠٠ ص
(٢٨٩)
8 - عمر طولانى نوح(ع)
٤٠١ ص
(٢٩٠)
9 - كوه جودى كجا است؟
٤٠٢ ص
(٢٩١)
10 - بعضى گفتهاند
٤٠٢ ص
(٢٩٢)
گفتارى در چند فصل پيرامون پرستش بتها
٤٠٣ ص
(٢٩٣)
1 - گرايش و اطمينان انسان به حس و تمايل او به تشبيه و تمثيل غير محسوس به محسوس
٤٠٣ ص
(٢٩٤)
2 - توجه به خدا از راه عبادت بر مبناى اصل كلى و فطرى خضوع ضعيف در برابر قوى
٤٠٦ ص
(٢٩٥)
در قرآن كريم، نهى از پرستش اصنام و آلهه، مترتب بر اثبات ضعف و ناتوانى آنها است
٤٠٧ ص
(٢٩٦)
3 - وثنيت از كجا سرچشمه گرفت و به چه صورت آغاز شد؟
٤٠٨ ص
(٢٩٧)
4 - چرا براى ارباب انواع و خدايانى ديگر مجسمه ساختند ولى براى خداى تعالى مجسمه نساختند؟
٤١١ ص
(٢٩٨)
5 - وثنيت صابئه
٤١٣ ص
(٢٩٩)
6 - وثنيت برهميه
٤١٤ ص
(٣٠٠)
7 - وثنيت بودايى
٤١٩ ص
(٣٠١)
8 - وثنيت عرب
٤٢١ ص
(٣٠٢)
9 - دفاع اسلام از توحيد و نبردش با وثنيت
٤٢٥ ص
(٣٠٣)
10 - بناى سيره رسول خدا
٤٢٧ ص
(٣٠٤)
بحثى ديگر ملحق به گفتار سابق
٤٢٩ ص
(٣٠٥)
1 - تناسخ در نظر وثنى مذهبان
٤٢٩ ص
(٣٠٦)
2 - سرايت اين محذور به ساير اديان
٤٣٣ ص
(٣٠٧)
3 - اسلام مفاسد مذكور را چگونه اصلاح كرد؟
٤٣٤ ص
(٣٠٨)
4 - پاسخ به يك شبهه در مورد توسل به معصومين و اولياء الله
٤٣٦ ص
(٣٠٩)
فرق بين شرك و استشفاع
٤٣٨ ص
(٣١٠)
سوره هود(11) آيات 50 تا 60
٤٤٠ ص
(٣١١)
ترجمه آيات
٤٤٠ ص
(٣١٢)
بيان آيات
٤٤١ ص
(٣١٣)
سخنان جناب هود
٤٤٢ ص
(٣١٤)
معناى فطر و فطرة الله و فرق بين فطرت و خلق
٤٤٣ ص
(٣١٥)
معناى اينكه هود(ع) فرمود استغفار كنيد و ايمان بياوريد تا اينكه خداوند يرسل السماء عليكم مدرارا و يزدكم قوة إلى قوتكم
٤٤٤ ص
(٣١٦)
اعمال صالح باعث ازدياد خيرات و نعمتها است و اعمال زشت بلا و محنت و بدبختى در پى دارد
٤٤٥ ص
(٣١٧)
جواب رد قوم هود به آن حضرت
٤٤٦ ص
(٣١٨)
تحدى هود(ع) به اينكه گفت در باره من هر نيرنگى مىتوانيد بكنيد و به من مهلت ندهيد معجزه و بينه آن جناب بود و منظور از آن، تعجيز قوم خود و آلهه آنان بود
٤٤٧ ص
(٣١٩)
معناى اين سخن هود(ع) به قوم خود كه گفت و يستخلف ربي قوما غيركم و لا تضرونه شيئا
٤٥٠ ص
(٣٢٠)
اشاره به اينكه عصيان و نافرمانى در برابر يك پيغمبر، عصيان در برابر همه پيامبران بشمار مىرود
٤٥٢ ص
(٣٢١)
سه خصلت قوم هود كه به خاطر آن ملعون دنيا و آخرت شدند انكار آيات الهى، نافرمانى انبياء و اطاعت از جباران
٤٥٣ ص
(٣٢٢)
بحث روايتى(روايتى در تفسير جمله إن ربي على صراط مستقيم و اشاره به روايات راجع به قوم هود)
٤٥٤ ص
(٣٢٣)
گفتارى پيرامون داستان هود(ع)
٤٥٥ ص
(٣٢٤)
1 - عاد، قوم هود قوم عاد، تكذيب هود و نزول عذاب
٤٥٥ ص
(٣٢٥)
2 - شخصيت معنوى هود
٤٥٨ ص
(٣٢٦)
سوره هود(11) آيات 61 تا 68
٤٥٩ ص
(٣٢٧)
ترجمه آيات
٤٥٩ ص
(٣٢٨)
بيان آيات
٤٦٠ ص
(٣٢٩)
معناى انشاء و استعمار در جمله هو أنشأكم من الأرض و استعمركم فيها
٤٦١ ص
(٣٣٠)
استدلال براى عدم جواز عبادت غير خدا به وجود ارتباط بين خالق و خلق، نزديك بودن خدا به انسان و نفى استقلال اسباب
٤٦٢ ص
(٣٣١)
قوميت پرستى و مليت گرايى، و ادعاى شك و ترديد داشتن، دو حجت قوم ثمود، در رد دعوت جناب صالح(ع)
٤٦٥ ص
(٣٣٢)
جواب صالح(ع) به دلائل قوم خود و معناى جمله فما تزيدونني غير تخسير
٤٦٥ ص
(٣٣٣)
كشتن ناقه صالح(ع) و نزول عذاب بر قوم ثمود
٤٦٦ ص
(٣٣٤)
بحث روايتى(روايتى در باره داستان ناقه صالح و كشتن آن و هلاكت قوم ثمود)
٤٦٨ ص
(٣٣٥)
گفتارى در داستان صالح(ع) در چند فصل
٤٧١ ص
(٣٣٦)
1 - ثمود، قوم صالح(ع)
٤٧١ ص
(٣٣٧)
2 - بعثت صالح(ع)
٤٧٢ ص
(٣٣٨)
3 - شخصيت صالح(ع)
٤٧٤ ص
(٣٣٩)
سوره هود(11) آيات 69 تا 76
٤٧٥ ص
(٣٤٠)
ترجمه آيات
٤٧٥ ص
(٣٤١)
بيان آيات
٤٧٦ ص
(٣٤٢)
معناى جمله قالوا سلاما قال سلام كه سلام فرشتگان مامور عذاب قوم لوط(ع) به ابراهيم(ع) و جواب او را حكايت مىكند
٤٧٨ ص
(٣٤٣)
احساس ترس ابراهيم(ع) از اينكه ميهمانان ناشناختهاش دست به سوى غذا نبردند
٤٧٩ ص
(٣٤٤)
شرحى در مورد صفت تهور و بىباكى، و صفت جبن و ترسويى، و حد اعتدال بين اين دو جنبه افراط و تفريط و بيان عدم منافات انتساب ترس به ابراهيم(ع)، با عصمت آن حضرت
٤٧٩ ص
(٣٤٥)
معناى ضحك همسر ابراهيم(ع)(فضحكت) و وجوهى كه در باره آن گفته شده است
٤٨٢ ص
(٣٤٦)
وجه تسميه يعقوب شگفت زده شدن همسر ابراهيم(ع) از بشارت بچهدار شدن
٤٨٤ ص
(٣٤٧)
مجادله و گفتگوى ابراهيم(ع) براى رفع عذاب از قوم لوط(ع)
٤٨٦ ص
(٣٤٨)
بحث روايتى(رواياتى در تفسير آيات مربوط به فرشتگان وارد بر ابراهيم(ع)، بشرى و مجادله ابراهيم(ع))
٤٨٨ ص
(٣٤٩)
روايتى در شان نزول آيات مربوط به قصه بشرى و مجادله ابراهيم(ع) و بيان ضعف آن
٤٩٢ ص
(٣٥٠)
اشاره به اينكه خصوصيات روحى نيز همچون خصوصيات جسمى قابل توارث است
٤٩٤ ص
(٣٥١)
گفتارى در داستان بشرى و بررسى مفاد آيات مباركهاى كه در سور مختلفه در اين باره آمده است
٤٩٦ ص
(٣٥٢)
سبب و علت مجادله ابراهيم(ع) با ملائكه
٥٠١ ص
(٣٥٣)
سوره هود(11) آيات 77 تا 83
٥٠٢ ص
(٣٥٤)
ترجمه آيات
٥٠٢ ص
(٣٥٥)
بيان آيات
٥٠٣ ص
(٣٥٦)
مراد از بناتى و أطهر لكم در سخن لوط(ع) به قوم خود هؤلاء بناتي هن أطهر لكم
٥٠٦ ص
(٣٥٧)
معناى جواب قوم لوط(ع) به او، كه گفتند تو مىدانى كه ما، در دختران تو حقى نداريم و وجوهى كه در مورد آن گفته شده است
٥٠٨ ص
(٣٥٨)
توضيح اين كلام لوط(ع) كه بعد از مايوس شدن از انصراف قوم خود گفت لو أن لي بكم قوة أو آوي إلى ركن شديد و اقوال مختلف در اين باره
٥١٠ ص
(٣٥٩)
فرشتگان مامور عذاب، خود را معرفى كرده، به لوط(ع) مىگويند از آن سرزمين دور شود
٥١١ ص
(٣٦٠)
عذاب و هلاك قوم لوط(ع) با زير و رو شدن زمين و بارش سنگ
٥١٥ ص
(٣٦١)
تهديد همه ستمكاران به نزول عذابى همانند عذاب قوم لوط(ع) بر آنان
٥١٦ ص
(٣٦٢)
بحث روايتى(رواياتى در باره قوم لوط، فرشتگان ميهمان لوط و داستان هلاكت قوم او)
٥١٧ ص
(٣٦٣)
روايتى كه متضمن بيان كيفيت مخصوصى در مورد زير و رو شدن سرزمين قوم لوط(ع) است و بيان ضعف آن
٥٢٣ ص
(٣٦٤)
سخن صاحب المنار در رد آنچه در باره كيفيت زير و رو كردن سرزمين قوم لوط(ع) توسط جبرئيل، نقل شده است
٥٢٤ ص
(٣٦٥)
نقاط ضعف در سخن صاحب المنار
٥٢٥ ص
(٣٦٦)
حجيت اخبار مربوط به مسائلى كه موضوع حكم و تكليف نيستند، تعبد پذير و قابل جعل شرعى نيست
٥٢٦ ص
(٣٦٧)
گفتارى در چند فصل پيرامون داستان لوط و قوم او
٥٢٨ ص
(٣٦٨)
1 - داستان لوط و قومش در قرآن
٥٢٨ ص
(٣٦٩)
2 - عاقبت امر اين قوم
٥٢٩ ص
(٣٧٠)
3 - شخصيت معنوى لوط(ع)
٥٣١ ص
(٣٧١)
4 - داستان لوط و قومش در تورات
٥٣٢ ص
(٣٧٢)
نقاط تفاوت بين داستان قوم لوط در تورات فعلى و آنچه در قرآن كريم آمده است
٥٣٦ ص
(٣٧٣)
سوره هود(11) آيات 84 تا 95
٥٣٨ ص
(٣٧٤)
ترجمه آيات
٥٣٩ ص
(٣٧٥)
بيان آيات
٥٤٠ ص
(٣٧٦)
مبعوث شدن شعيب(ع) به سوى قوم خود، و رساندن پيام خدا را پرستش كنيد و كم فروشى نكنيد!
٥٤٠ ص
(٣٧٧)
بيان اهميت معاملات و مبادلات مالى در حيات اجتماعى انسان، و آثار سوء كم فروشى
٥٤٣ ص
(٣٧٨)
سودهاى حاصل از كم فروشى و تضييع حقوق ديگران براى مؤمنين، خير بشمار نمىرود بلكه بهره خدايى و رزق حلال(بقية الله) براى مؤمنان بهتر است
٥٤٤ ص
(٣٧٩)
استناد قوم شعيب(ع) به آزادى فكر و انديشه، سنن ملى و مالكيت شخصى، در رد دعوت آن حضرت
٥٤٦ ص
(٣٨٠)
جواب شعيب(ع) به اتهامى كه قومش به او زدند كه تو مىخواهى آزادى ما را سلب كنى
٥٤٩ ص
(٣٨١)
توضيحى در مورد آزادى انسان و اينكه حيات اجتماعى انسان، آزادىهاى فردى را محدود مىكند
٥٥٠ ص
(٣٨٢)
نشانه صدق مصلحان الهى اينست كه چيزى از پيش خود نمىگويند و خود را بدانچه مىگويند عمل مىكنند بنا بر اين سالب آزادى ديگران نيستند
٥٥١ ص
(٣٨٣)
گفتارى در معناى حريت انسان در عملش(آزادى تكوينى و تشريعى و بيان اينكه آزادى انسان متاثر مىشود از اسباب و علل، و حيات اجتماعى و مدنى)
٥٥٣ ص
(٣٨٤)
هشدار شعيب(ع) به قوم خود، از رسيدن عذاب
٥٥٨ ص
(٣٨٥)
قوم شعيب(ع) بعد از درماندن در مقابل منطق او، به او گفتند تو را ضعيف و بى ياور مىبينيم، و او را تهديد به قتل كردند!
٥٦١ ص
(٣٨٦)
بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات مربوط به شعيب(ع) و قوم او)
٥٦٣ ص
(٣٨٧)
روايتى در باره توفيق الهى و توضيح مراد از آن
٥٦٣ ص
(٣٨٨)
گفتارى در چند فصل در داستان شعيب(ع) و قوم او از نظر قرآن كريم
٥٦٥ ص
(٣٨٩)
1 - شعيب(ع) سومين پيامبر عرب بود
٥٦٥ ص
(٣٩٠)
2 - شخصيت معنوى شعيب(ع)
٥٦٧ ص
(٣٩١)
3 - نظر تورات در باره آن حضرت
٥٦٨ ص
(٣٩٢)
سوره هود(11) آيات 96 تا 99
٥٦٩ ص
(٣٩٣)
ترجمه آيات
٥٦٩ ص
(٣٩٤)
بيان آيات
٥٦٩ ص
(٣٩٥)
مراد از ارسال موسى(ع) با آيات و سلطان مبين
٥٧٠ ص
(٣٩٦)
معناى جمله بئس الورد المورود كه فرعون، پيروان خود را بدان وارد مىكند
٥٧٣ ص
(٣٩٧)
مراد از و أتبعوا في هذه لعنة و يوم القيامة بئس الرفد المرفود
٥٧٤ ص
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص

ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٤٨ - نكاتى ادبى و بلاغت شگفتى كه در آيه و قيل يا أرض ابلعي ماءك و يا سماء أقلعي ديده مىشود

بين هر سه و آن اين است كه اين امور سه‌گانه به قدرى عظيم و دهشت‌آور است كه كسى جز خداى تعالى قادر به ايجاد آن نيست و چون هر شنونده‌اى مى‌داند كه فاعل آنها خداى واحد قاهرى است كه در امرش شريك ندارد، لذا فاعل را ذكر نفرمود چون ذكر فاعل براى اين است كه ذهن شنونده جاى ديگر نرود ولى در اينگونه امور ذهن كسى متوجه غير خداى تعالى نشده و فاعل براى كسى مشتبه نمى‌گردد. و خلاصه كلام اينكه همه مى‌دانند كار، كار خداى تعالى است چه نامش برده بشود و چه نشود.

در جمله غيض الماء نيز فاعل آن كه زمين است به همين جهت ذكر نشده چون وقتى گفته مى‌شود آب فرو رفت همه مى‌دانند كه زمين آن را فرو برده. و همچنين در جمله‌(وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ) به خاطر معلوم بودن فاعل كه سفينه باشد آن را حذف كرد و نفرمود:

و استوت السفينة على الجودى . و باز به خاطر همين نكته فرمود: دورى نصيب ستمكاران باد و نام ستمكاران را نبرد، چون براى شنونده معلوم بود كه منظور همان قوم نوح است و نيز نام نجات يافتگان را نبرد چون شنونده مى‌دانست نجات يافتگان، نوح و همراهان وى در كشتى بودند.

[نكاتى ادبى و بلاغت شگفتى كه در آيه:(وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي ...) ديده مى‌شود]

آرى اين آيه در بلاغت عجيبى كه از حيث سياق داستان دارد به آن حد رسيده كه در آن به جز نام آسمانى كه بارانهايش را نازل مى‌كند و زمينى كه چشمه‌هايش مى‌جوشد، و آب را فرو مى‌برد و سفينه‌اى كه در امواج دريا به حركت در مى‌آيد و امرى كه انفاذ شده و قوم ستمگرى كه غرق شدند نيامده (و با كوتاهى عبارتش مى‌فهماند) اگر آب فروكش شده، زمين آن را فرو برده، و اگر چيزى بر كوه جودى نشسته كشتى نوح بوده، و اگر به زمين فرمان داده شده كه ابلعى و به آسمان كه اقلعى فرمانده خداى سبحان بوده، و اگر گفته شده‌( بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ‌)- دورى بهره ستمگران باد گوينده‌اش خداى عز اسمه بوده و قوم ستمگر همان قومى بودند كه عذاب بر آنها گذرا شده و اگر گفته شده قضى الامر- امر گذرا شد گذرا كننده امر، خدا و امر گذرا شده آن امر هلاكتى بوده كه خداى تعالى به نوح وعده‌اش را داده و او را نهى كرده بود از اينكه در باره آن امر به درگاهش مراجعه كند، و اگر بعد از فرمان ابلعى به زمين، فرمان اقلعى را به آسمان داده منظور از اقلاع آسمان اين بوده كه از ريختن آب باز ايستد و ديگر نبارد.

بنا بر اين در آيه كريمه، اجتماع اسباب ايجاز- كوتاه گويى- و توافق لطيفى در بين آن اسباب وجود دارد، همانطور كه آيه شريفه در موقف عجيبى از بلاغت معجزه‌آساى قرآنى قرار دارد، بلاغتى كه عقل را حيران و دهشت زده مى‌كند، گو اينكه همه قرآن بلاغتى معجزه‌آسا دارد، ليكن خصوص اين آيه شريفه آن قدر بليغ و مشتمل بر نكاتى ادبى است كه رجال ادب و