ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٦٧ - ٢ - شخصيت معنوى شعيب(ع)
كرد و بار ديگر او و گروندگان به او را تهديد كردند كه از شهر بيرونتان مىكنيم مگر اينكه به كيش بتپرستى ما برگرديد.[١] و به اين رفتار خود هم چنان ادامه دادند تا آنكه آن حضرت از ايمان آوردنشان بكلى مايوس گرديد و بناچار رهايشان كرده به حال خودشان واگذار نمود[٢] و در آخر دعا كرد و از خداى تعالى درخواست فتح نموده، عرضه داشت:(رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ)[٣].
دنبال اين دعا خداى تعالى عذاب يوم الظله را نازل كرد، روزى كه ابر سياه همه جا را تاريك كرد و بارانى سيلآسا بباريد[٤]، اهل مدين آن جناب را مسخره مىكردند كه اگر از راستگويانى قطعهاى از طاق آسمان را بر سر ما ساقط كن[٥]، پس صيحه آسمان آنها را بگرفت[٦] در نتيجه در خانههايشان صبح كردند در حالى كه به زانو در آمده و مرده بودند و خداى تعالى شعيب و مؤمنين به وى را نجات داد[٧]، پس شعيب پشت به آن قوم مرده كرده، گفت: چقدر در ابلاغ رسالت پروردگارم به شما كوشيدم و چقدر نصيحتتان كردم حالا چگونه مىتوانم در باره سرنوشت شوم مردمى كافر اندوهناك باشم.[٨]
٢- شخصيت معنوى شعيب (ع):
شعيب (ع) از زمره پيغمبران مرسل و محترم خداى تعالى بود و خداى عز و جل آن جناب را در ستايشهايى كه از انبياى گرام خود نموده و در ثناى جميلى كه قرآن آن را در اين باره آورده شركت داده و قرآن كريم در آيات شريفهاش و مخصوصا در سوره اعراف و هود و شعراء از آن جناب مقدار زيادى از حقايق معارف و علوم الهى و ادب خيره كنندهاى كه نسبت به پروردگارش و نسبت به مردم داشته حكايت كرده است.
و او خود را رسولى امين[٩] و مصلح[١٠] و از صالحين شمرده[١١] و خداى تعالى همه اينها را از
[١] سوره اعراف، آيه ٨٦.
[٢] سوره هود، آيه ٩٣.
[٣] پروردگارا! بين ما و بين قوم ما فتحى به حق برسان كه تو بهترين فاتحانى. سوره اعراف، آيه ٨٩
[٤] ( ٤ و ٥) سوره شعراء، آيه ١٨٩.
[٥] ( ٤ و ٥) سوره شعراء، آيه ١٨٩.
[٦] سوره اعراف، آيه ٩١، سوره عنكبوت، آيه ٣٧.
[٧] سوره هود، آيه ٩٤.
[٨] سوره اعراف، آيه ٩٣.
[٩] سوره شعراء، آيه ١٧٨.
[١٠] سوره هود، آيه ٨٨.
[١١] سوره شعراء، آيه ٢٧.