ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤١٤ - ٦ - وثنيت برهميه
طهمورث پادشاه ايران ظهور كرد و مردم را به سوى مذهب صابئه دعوت نمود و خلقى انبوه به او گرويدند و مذهبش در اقطار زمين يعنى در روم و يونان و بابل و ديگر سرزمينها شيوع پيدا كرد، و براى مراسم عبادت معبدها و هيكلهايى ساخته شد كه در آنها بتهايى نصب شد كه هر بتى مربوط به ستارهاى بود، و احكام و شرايع تشريع شد و ذبيحهها و قربانيهايى رسم شد، كه متصدى اين هيكلها همان كاهنان معروف بودند و چه بسا به اين مذهب نسبت داده باشند كه گاهى انسانها را نيز قربانى مىكردند.
اين طايفه، خداى تعالى را تنها در الوهيت، واحد و يگانه مىدانند نه در عبادت، و او را منزه از هر نقص و قبيحى مىدانند و وقتى او را توصيف مىكنند در همه اوصاف به نفى توصيف مىكنند نه به اثبات، مثلا نمىگويند خدا عالم و قادر وحى است بلكه مىگويند خدا جاهل و عاجز نيست و نمىميرد و ظلم و جور نمىكند و اين صفات سلبى را بطور مجاز، اسماء حسنى مىنامند و آن صفات را اسم حقيقى نمىدانند، و ما در سابق آنجا كه آيه شريفه:(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئِينَ)[١] را تفسير مىكرديم- يعنى در جلد اول اين كتاب- مقدارى از تاريخ وثنيت صابئه را نقل كرديم.
٦- وثنيت برهميه:
برهميه (همانطور كه در سابق گفتيم) يكى از مذاهب اصلى و ريشهدار وثنيت است و شايد بتوان گفت كه قديمترين مذهب وثنيت در بين مردم است براى اينكه تمدن هندى از قديمترين تمدن بشرى است، آن قدر قديمى است كه آغاز آن بطور تحقيق معلوم نشده و آغاز تاريخ وثنيت هندى نيز معلوم نگشته، چيزى كه هست اين است كه بعضى[٢] از مورخين مانند مسعودى و غير او گفتهاند كه كلمه برهمن نام اولين پادشاه هند است كه بلاد هند را آباد كرد و قوانينى مدنى در آنجا تاسيس نمود و عدل و داد را در بين اهل هند بگسترانيد.
و شايد مذهب برهميه بعد از آن پادشاه به نام او ناميده شد چون بسيارى از امم گذشته، ملوك و بزرگان قوم خود را مىپرستيدند چون معتقد بودند كه از ناحيه غيب داراى سلطنت و سطوت شدهاند و لاهوت در آنها به نوعى ظهور كرده، مؤيد اين مطلب هم اين است كه از ظاهر كتاب ويدا كه كتاب مقدس آنان است بر مىآيد كه اين كتاب مجموع چند رساله و چند مقاله مختلفى است كه هر قسمت از آن را يكى از رجال دينى بسيار قديم ايشان نوشته و بعدها به اين مردم به ارث رسيده و همه آنها را جمع كرده و به نام كتاب ويدا گرد آوردهاند،
[١] سوره بقره، آيه ٦٢.
[٢] مروج الذهب، ج ١، ص ٩١- ٩٣.