ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٨٣ - توضيحى در باره اينكه كفار آيات خدا را نمىبينند و انذارها و تبشيرها را نمىشنوند
معصيتى كه ديگران به تحريك آنان مرتكب شدند، خداى تعالى همين معنا را در جاى ديگر خاطر نشان كرده، مىفرمايد:(لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ)[١]، و نيز مىفرمايد:(وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ)[٢].
[توضيحى در باره اينكه كفار آيات خدا را نمىبينند و انذارها و تبشيرها را نمىشنوند]
(ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَ ما كانُوا يُبْصِرُونَ)- اين جمله در مقام تعليل است، و به همين جهت به فصل، يعنى بدون واو عاطفه آمده، مىفرمايد: اگر اينها كافر شدند و خداى را نافرمانى كردند براى اين نبود كه اراده خود را بر اراده خدا غلبه دادند و براى اين نيز نبود كه آنان به راستى غير از خدا اوليايى داشتند و به كمك آن اولياء، خدا را شكست دادند، بلكه براى اين بود كه آنان نمىتوانستند انذارها و بشارتهايى كه از ناحيه خداى تعالى شدند بشنوند، و يا بعث و زجرى كه از آن ناحيه مىشدند با گوش دل درك كنند، و نيز نمىتوانستند آيات خدا را ببينند تا به آن ايمان بياورند. آرى، وضع آنان آن طور بوده كه خداى تعالى در اين آيه بيان كرده:(لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ)[٣]، و نيز در توصيف وضع آنان فرمود:(نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ)[٤]. و نيز فرموده:(خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ)[٥]، و آيات بسيارى ديگر كه دلالت مىكنند بر اينكه خداى تعالى عقل و چشم و گوش را از آنان سلب كرده. چيزى كه هست از خود آنان حكايت كرده كه در قيامت مىگويند:(لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ)[٦]، از اين جهت اعتراف كردند كه نشنيدن و تعقل نكردن را گناه خود شمردند، و در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چگونه گناه
[١] تا در روز قيامت هم وزرهاى گناهان خود را بطور كامل به دوش بگيرند، و هم پارهاى از وزرهاى كسانى كه آنها را بدون علم و مدرك گمراه كردند. سوره نحل، آيه ٢٥
[٢] ما، هم اعمال خود آنان را مىنويسيم و هم آثارى كه بعد از مردنشان بر اعمالشان مترتب مىشود. سوره يس، آيه ١٢
[٣] آنها دلهايى دارند كه با آنها نمىفهمند و ديدگانى دارند كه با آنها نمىبينند و گوشهايى دارند كه با آنها نمىشنوند، آنان چون چهارپايان و بلكه گمراهترند. سوره اعراف، آيه ١٧٩
[٤] ما دلها و ديدگان آنان را زير و رو كرديم همانطور كه در بار اول ايمان نياوردند. سوره انعام، آيه ١١٠
[٥] خدا بر دلها و گوشهايشان مهر زده و بر چشمانشان پرده افكنده. سوره بقره، آيه ٧
[٦] اگر ما مىتوانستيم بشنويم و يا تعقل كنيم امروز در زمره اهل آتش نبوديم، با همين گفته به گناه خود اعتراف كردند. سوره ملك، آيه ١٠ و ١١