ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٣١ - ١ - تناسخ در نظر وثنى مذهبان
و صفات و افعال آن يعنى آغاز خلقت، و اعاده خلق، و اصل خلقت، و رزق، و زنده كردن، و ميراندن و غير اينها را توصيف مىكند طورى توصيف مىكند كه امور جسمانى و مادى آن طور توصيف مىشود مثلا عالم الوهى را به اوصافى توصيف مىكند كه مستلزم انقسام پذيرى و تكه تكه شدن و داشتن حركت و سكون و انتقال و حلول و اتحاد و بزرگ شدن و كوچك گشتن و ساير احوال جسمانيت و ماديت است، و ليكن در چند جاى آن رسالهها تصريح شده به اينكه عالم الوهى برهم ذاتى است مطلقه و متعالى از اينكه حد و تعريفى آن را محدود كند، ذاتى است كه داراى اسماء حسنى و صفات عليا از قبيل: علم و قدرت و حيات مىباشد، و ذاتى است منزه از صفات نقص و عوارض ماده و جسمانيت، ذاتى است كه مثل او چيزى نيست، و اين مطالب آن قدر در اغلب فصول اوپانيشاد تكرار شده كه هر كس آن كتاب را بخواند به اين مطالب بر خواهد خورد.
و در تحت عنوان شيت استر در ادهياى ششم، آيه هشتم سر الاكبر عين اين عبارت آمده لم يولد منه شىء و لم يتولد من شىء و ليس له كفوا احد و اين خود تصريح است به اينكه برهم احدى الذات است، نه از چيزى متولد شده و نه چيزى از او متولد مىشود و احدى مثل و مانند او نيست.
و در اوپانيشاد ، ادهياى چهارم، آيه ١٣ مىخوانيم كه شيت استر گفته است: آيا براى اين ذات نورانى اعمال صالح بجاى آورم و يا آن ذات روشن و ظاهر را ترك گفته، به درگاه هر فرشتهاى قربانى تقديم كنم؟ .
و اين خود صريح است در اينكه حق اين است كه غير خداى تعالى هيچ كس و هيچ چيز عبادت نشود و به درگاه غير خدا قربانى تقديم نگردد بلكه سزاوار به عبادت، تنها او است و هيچ شريكى برايش نيست.
و اگر كسى به اوپانيشاد مراجعه كند در بسيارى از فصول آن مىبيند كه تصريح شده به اينكه قيامتى هست و اينكه قيامت عالمى است جليل كه خلقت بدان منتهى مىشود و مىبيند كه در بيان ثواب اعمال و عقاب آنها بعد از مرگ عباراتى آورده كه هر چند قابل انطباق با مساله تناسخ هست، اما متعين در آن نيست بلكه با مساله برزخ نيز قابليت انطباق دارد.
و در بحثهاى ايراد شده در اوپانيشاد آنچه هيچ ديده نمىشود خبر از اوثان و اصنام و عبادت كردن براى آنها و تقديم قربانى به آنها است.
و اينهايى كه ما از كتاب و يا به عبارت ديگر از رسائل اوپانيشاد نقل كرديم (كه