ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٦٤ - بحث روايتى(رواياتى در مورد داستان نوح و قوم او، در ذيل آيات شريفه گذشته)
واقع بوده.
و نيز فرمود: نوح مردى نجار بود، كه خداى تعالى او را به نبوت برگزيد، و نوح (ع) اولين كسى بود كه كشتى ساخت، سفينهاى درست كرد كه بر روى آب راه مىرفت. و نيز فرمود: نوح در ميان قومش نهصد و پنجاه سال دعوت به توحيد كرد، و آنان وى را مسخره و استهزاء مىكردند، و آن جناب وقتى چنين ديد نفرينشان كرد و عرضه داشت:(رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً)[١].
خداى تعالى به آن جناب وحى فرستاد كه سفينهاى بسيار بزرگ و جادار بساز و در ساختنش عجله كن، پس نوح نيز در مسجد كوفه به ساختن آن سفينه پرداخت، و چوبها را خود مىآورد و مىتراشيد، تا آنكه (از ناحيه خداى تعالى) چوب برايش آوردند، تا از ساختن آن فراغت يافت.
مفضل مىگويد: در اين هنگام وقت ظهر شد، و نماز ظهر سخنان آن جناب را قطع كرد، امام برخاست و نماز ظهر و عصر را خواند، و از مسجد بيرون رفته متوجه سمت چپ خود شد و با دست خود به محلى به نام دار الدارين اشاره كرد، و آن محل خانه ابن حكيم بود، كه بعدها بستر آب فرات شد، و سپس به من فرمود: اى مفضل قوم نوح در همين جا بتهاى خود را نصب كرده بودند، و نام آنها يعوق و نسر بود، آن گاه امام (ع) به طرف مركب خود رفت و سوار شد.
من گفتم فدايت شوم، نوح كشتى خود را در چه مدتى ساخت؟ فرمود: در دو دور .
عرضه داشتم: هر دورى چند سال است؟ فرمود هشتاد سال. عرضه داشتم: عامه مىگويند در پانصد سال آن را تمام كرد؟ فرمود: چنين چيزى نيست، و چگونه ممكن است پانصد سال طول كشيده باشد با اينكه خداى تعالى فرموده: كشتى را به وحى ما، يعنى به دستورى كه ما به تو وحى مىكنيم بساز . مىگويد: عرضه داشتم: حال بفرماييد معناى جمله(حَتَّى إِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ) چيست؟ و بفرماييد اين تنور كجا و چگونه بوده است؟ فرمود: تنور مذكور در خانه پير زنى مؤمن بود، و خانه او در پشت محراب مسجد، سمت راست قبله مسجد واقع شده بود.
پرسيدم در كجاى مسجد فعلى واقع بوده؟ فرمود: در زاويه باب الفيل امروز. آن گاه پرسيدم: آيا شروع جوشش آب از همين تنور بوده؟ فرمود: آرى خداى عز و جل مىخواسته قوم نوح نشانه آمدن
[١] سوره نوح، آيه ٢٦ و ٢٧.