ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٦٥ - بحث روايتى(رواياتى در مورد داستان نوح و قوم او، در ذيل آيات شريفه گذشته)
عذاب را ببينند، بعد از نشان دادن اين آيت، بارانى بر آن قوم باريد كه بطور حيرت انگيزى نازل مىشد، و آنچه چشمه بر روى زمين بود نيز به جوشش در آمد، و خداى تعالى آن قوم را غرق نموده، نوح و كسانى را كه در كشتى با او بودند نجات داد ...[١] مؤلف: اين حديث كه ما قسمتى از آن را با طول و تفصيلش نقل كرديم خيلى ارتباط به بحث تفسيرى نداشت چيزى كه هست ما آن را به عنوان نمونهاى از روايات بسيارى كه در اين جزئيات از طرق شيعه و اهل سنت وارد شده آورديم، و نيز به اين منظور نقل كرديم تا براى خواننده در فهم داستانهاى آيات مورد بحث كمكى از ناحيه روايات شده باشد.
و در اين روايت از جمله(وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا ...) استفاده شده كه نوح (ع) كشتى را در كمتر از پانصد سال ساخته، و روايت، نام زياد را به ابن ابى سفيان اضافه كرده (با اينكه به اعتقاد ما زياد ولد زنا بوده و پدرش معلوم نبود)، اما شايد لفظ ابى سفيان كلام امام نبوده و راوى آن را از پيش خود اضافه كرده باشد.
و در همان كتاب به سند خود از رزين اسدى از امير المؤمنين (ع) روايت كرده كه فرمود: وقتى نوح (ع) از ساختن كشتى فارغ شد، ميعاد و وعده عذابى كه بين او و پروردگارش معين شده بود تا قوم او با آن عذاب هلاك شوند فرا رسيد و آن تنور معين كه بر حسب آن ميعاد مىبايست در خانه آن زن فوران كند فوران كرد، زن به نوح خبر داد كه تنور به فوران در آمده، نوح (ع) برخاست و با مهر مخصوص خود آن را مهر كرد، آن گاه آب بالا آمد و به بركت آن مهر روى هم ايستاد و گسترده نشد و نوح هر كسى را كه مىخواست بر كشتى سوار كند سوار كرد، و هر كسى را كه مىخواست بيرون كند بيرون كرد، آن گاه به سراغ مهر خود رفت، و آن را از تنور كند، كه ناگهان ريزش آسمان و جوشش زمين شروع شد و خداى تعالى در اين باره فرموده:(فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ، وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ، وَ حَمَلْناهُ عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ)[٢].
آن گاه فرمود: نجارى نوح و ساختن كشتى در وسط مسجد شما واقع شد، و مساحت مسجد شما از مساحتى كه در زمان نوح داشته هفتصد ذراع كاسته شده.
مؤلف: اينكه فوران تنور نشانه نزديك شدن عذاب بوده تنها در اين حديث نيامده بلكه
[١] بحار الانوار، ج ١١، ص ٣٣١، چاپ جديد، تفسير عياشى، ج ١، ص ١٤٤، حديث ١٩.
[٢] ما، درهاى آسمان را به آبى پر پشت گشوديم، و زمين را به چشمههايى جوشان شكافتيم، پس آب بالا و پايين به هم پيوست تا امر تقدير شده محقق شود، و ما نوح را بر تخته چوبها كه به وسيله ميخ به هم متصل شده بود سوار كرديم. سوره قمر، آيات ١١- ١٣