ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧٩ - شرحى در مورد صفت تهور و بىباكى، و صفت جبن و ترسويى، و حد اعتدال بين اين دو جنبه افراط و تفريط و بيان عدم منافات انتساب ترس به ابراهيم(ع)، با عصمت آن حضرت
كه شخص وارد مىخواهد به صاحب خانه برساند. و كلمه نكرهم و همچنين انكرهم يك معنا دارد و آن اين است كه از آنچه از آنان ديد، بدش آمد و آن را رفتارى غير معهود دانست. و فعل اوجس ماضى از باب افعال (ايجاس) است و ايجاس به معناى خطور قلبى است، راغب در اين باره گفته است: ماده وجس به معناى صداى آهسته است، و كلمه توجس كه مصدر باب تفعل است به معناى آن است كه كوشش كنى تا صوت آهستهاى را بشنوى، و كلمه ايجاس كه مصدر باب افعال است به معناى پديد آمدن چنين چيزى در نفس آدمى است و به اين لفظ در قرآن كريم آمده كه فرموده است:(فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً)، پس بنا بر اين وجس بطورى كه گفتهاند، حالتى است كه بعد از هاجس (صوتى آهسته) در دل پيدا مىشود و نفس آدمى آن را در خود ايجاد مىكند،- چون ابتدا اين حالت درونى و تفكر قلبى از آن صوت آغاز شد- پس وجس حالتى است كه نفس بعد از هاجس آن را در خود پديد آورد و هاجس صدايى آهسته است و واجس آن خاطرهاى است كه در دل پيدا مىشود، اين بود گفتار راغب با مختصر اضافاتى از ما[١].
پس بنا بر اين، جمله مورد بحث از باب كنايه است گويا خيفه كه خود نوعى از ترس است بى خبر از صاحب دل در دل او رخنه كرده و گوش دل، صداى آهسته آن را شنيده، و حاصل مقصود اين است كه ابراهيم (ع) در دل خود احساس ترس كرد و به همين جهت فرشتگان براى اينكه آن جناب را ايمنى و دلگرمى داده باشند گفتند:(لا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمِ لُوطٍ).
[احساس ترس ابراهيم (ع) از اينكه ميهمانان ناشناختهاش دست به سوى غذا نبردند]
و معناى آيه اين است كه ابراهيم (ع) بعد از آنكه آن گوساله بريان را جلو فرشتگان گذاشت، دست ميهمانان را ديد كه به غذا نمىرسد مثل اينكه نمىخواهند نان و نمك او را بخورند (و اين خود نشانه دشمنى و شر رسانى است) لذا در دل خود احساس ترس از آنها كرد، فرشتگان براى اينكه او را ايمنى و دلگرمى داده باشند گفتند: مترس كه ما به سوى قوم لوط فرستاده شدهايم. آن هنگام ابراهيم (ع) فهميد كه ميهمانانش از جنس فرشتگانند كه منزه از خوردن و نوشيدن و امثال اين امورى كه لازمه داشتن بدن مادى است مىباشند و براى امرى عظيم ارسال شدهاند.
[شرحى در مورد صفت تهور و بىباكى، و صفت جبن و ترسويى، و حد اعتدال بين اين دو جنبه افراط و تفريط. و بيان عدم منافات انتساب ترس به ابراهيم (ع)، با عصمت آن حضرت]
در اينجا ممكن است كسى فكر كند كه نسبت احساس ترس به ابراهيم (ع) دادن با مقام نبوت آن جناب منافات دارد زيرا داشتن نبوت ملازم با داشتن عصمت از معصيت
[١] مفردات راغب، ماده وجس.