ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٠٦ - جواب نوح(ع) به استدلال اول قوم خود كه گفتند ما نراك إلا بشرا مثلنا
آنها مىخواستند نفى كنند اثبات كند، و آن رسالت و توابع رسالت خود بود، و ثانيا آنچه آنها مىخواستند اثبات كنند كه همان اتهام او و پيروانش به دروغگويى بود را نفى كند.
چيزى كه هست قبل از هر سخنى اول با خطاب: يا قوم - با اضافه به ضمير تكلم- يعنى اى قوم من، اى هموطنان من، و امثال آن، عواطف آنان را تحريك نمود، و اين خطاب را مكرر و در آغاز هر سخنى تكرار كرد تا بدان وسيله دل ايشان را به سوى خود جلب كرده و در نتيجه خيرخواهىهايش مورد قبول آنان واقع گردد.
آيات كريمه مورد بحث در ميان حجت نوح (ع) تقرير و بيانى زيبا و بديع آورده، به اين معنا كه حجت كفار را فصل فصل و قطعه قطعه كرده و از هر فصلى به دو وجه پاسخ داده، يكى از اين جهت كه از دليل خود نتيجه گرفتند كه دليلى بر وجوب اطاعت نوح نيست، و ديگرى از اين جهت كه نتيجه گرفتند دليل بر خلاف آن هست.
اما پاسخ نوح از جهت اول حجت كفار كه گفتند: تو بجز بشرى مثل ما نيستى جمله(يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ ...) است. و پاسخش از اينكه گفتند: نمىبينيم كسى بجز اراذل ما پيرويت كرده باشد جمله(وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا ...) است. و پاسخش از اينكه گفتند: ما هيچ فضيلتى در شما نمىبينيم جمله(وَ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ ...) است.
آن گاه قرآن كريم از هر حجت سابق چيزى نظير خلاصهگيرى ضميمه حجت بعدى كرده و آن را در آغاز آن حجت قرار داده، در نتيجه حجتها در عين اينكه هر يك براى خود مستقل و كامل است به هم آميخته شده.
[جواب نوح (ع) به استدلال اول قوم خود كه گفتند: (ما نَراكَ إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا) ]
پس پاسخ آن حضرت از گفتار كفار مشتمل است بر سه حجت تمام كه بر سر هر حجتى خطاب: يا قوم را آورده و فرموده است:(يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ ...)، و(وَ يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مالًا ...)، و(وَ يا قَوْمِ مَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ طَرَدْتُهُمْ ...)، و اين به عهده خواننده است كه در اين سه حجت تدبر كند.
پس اينكه فرمود:(يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي) جواب از اين گفته كفار است كه گفتند:(ما نَراكَ إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا) منظور كفار (همانطور كه قبلا نيز گفتيم) اين بوده كه در نوح چيزى بجز بشريت نيست، و بشريت او نيز هيچ فرقى با بشريت ما ندارد، پس به چه ملاكى ادعا مىكند كه همه بشرها تابع او شوند؟ پس قطعا او در ادعاى نبوت كاذب بوده و مىخواهد با اين رسالت ادعائيش مردم را به دام انداخته اموالشان را ربوده و بر آنها رياست كند.