ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٢٤ - ٨ - وثنيت عرب
و يعوق و نسر بود كه نام اين هشت بت در قرآن كريم آمده و پنج بت اخير آنها را به قوم نوح نسبت دادهاند.
در كافى به سند خود از عبد الرحمن بن اشل بياع الانماط[١] از امام صادق (ع) روايت آورده كه فرمود: بت يغوث در برابر درب كعبه نصب شده بود و جاى بت يعوق دست راست كعبه و محل بت نسر دست چپ كعبه بود.
و نيز در همين روايت آمده كه بت هبل بر بام كعبه اساف و نائله بر بالاى صفا و مروه نصب شده بودند.
و در تفسير قمى آمده كه امام (ع) فرمود: بت ود متعلق به قبيله كلب و بت سواع متعلق به هذيل و بت يغوث مربوط به مراد و بت يعوق متعلق به همدان و بت نسر از آن حصين بود.[٢] و در وثنيت عرب آثارى از وثنيت صابئه از قبيل غسل كردن بعد از جنابت و امثال آن وجود داشت. و آثارى ديگر از وثنيت براهمه در آن ديده مىشد نظير اعتقاد به انواع ، (اعتقاد به تاثير داشتن ٢٢ ستاره در اوضاع كره زمين كه طلوع و غروب هر يك به دنبال ديگرى است) و اعتقاد به دهر (و اينك عالم از ازل بوده و تا ابد خواهد بود و صانعى آن را نيافريده) كه بيانش در وثنيت بودا گذشت، و خداى تعالى از بت پرستان عرب، همين اعتقاد را حكايت نموده مىفرمايد:(وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ)[٣] هر چند كه بعضى از مفسرين گفتهاند: اين آيه مربوط به ماديون است كه صلا وجود صانع تبارك و تعالى را قبول ندارند.
در وثنيت عرب آثارى هم از دين حنيف يعنى اسلام ابراهيم باقى مانده بود مانند ختنه كردن و حج رفتن، چيزى كه هست همين سنتها را نيز با سنن وثنيت مخلوط كرده بودند مثلا وقتى به زيارت خانه خدا (حج) مىآمدند، دستى هم به سر و گوش بتهاى دور كعبه مىكشيدند و هنگام طواف لخت مادر زاد مىشدند و لبيك را به اين عبارت مىگفتند: لبيك لبيك اللهم لبيك لا شريك لك الا شريك هو لك، تملكه و ما ملك [٤]، وثنيت عرب مراسم و معتقدات
[١] لقب راوى است.
[٢] تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٨٨.
[٣] آنان معتقد بودند كه جز حيات دنيا، حياتى ديگر نيست، مىميريم و زنده مىشويم و جز دهر كسى ما را هلاك نمىكند. سوره جاثيه، آيه ٢٤
[٤] معناى جمله اخيرش اين است كه خدايا تو شريكى ندارى مگر شريكى كه آن نيز ملك تو است و تو مالك او و مالك دارايىهاى او هستى.