ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٢٣ - ٨ - وثنيت عرب
بت مىپرستيدند، از آنان پرسيد كه: اين چه مراسمى است؟ گفتند اين بتها ارباب ما هستند كه ما آنها را به شكل هياكل علوى و به شكل افرادى از بشر ساختهايم تا از آنها يارى بخواهيم و آنها ما را يارى كنند و در هنگام خشكسالى از آنها باران بخواهيم و براى ما باران بفرستند.
عمرو بن لحى از اين سخن خوشش آمد و از آن مردم خواست تا بتى از بتهايشان را به وى بدهند. آنها نيز بتى به نام هبل به وى دادند، عمرو، هبل را به مكه آورد و بر بام كعبه نهاد، بت اساف و بت نائله كه به گفته شهرستانى در كتاب ملل و نحل به شكل زن و شوهرى بودند[١]، و بنا به گفته ديگران به شكل دو جوان بودند نيز با او بود، عمرو مردم را دعوت كرد به اينكه بتها را بپرستند و اين پيشنهاد را در بين قوم خود ترويج كرد و قوم او كه همان دودمان اسماعيل بودند پس از آنكه سالها بر دين توحيد بودند و مردم دنيا آنان را پيروان دين حنيف مىشناختند،- چون پيروان ملت ابراهيم (ع) بودند- به كيش بتپرستى برگشتند، در حقيقت معناى حنفيت را از دست داده و فقط اسم آن برايشان باقى ماند و حنفاء، اسم شد براى بتپرستان عرب[٢].
و يكى از عواملى كه باعث شد كيش وثنيت را زود بپذيرند و آنان را به كيش وثنيت نزديك سازد اين بوده كه مردم حجاز چه يهود و چه نصارا و چه مجوس و چه بت پرستش، احترام بسيارى براى كعبه قائل بودند و اين شدت احترام به حدى رسيده بود كه وقتى مىخواستند از اين سرزمين خارج شوند و به نقطهاى سفر كنند، سنگى از سنگهاى حرم را به عنوان تبرك و محفوظ بودن از خطر با خود مىبردند و هر جا كه منزل مىكردند آن سنگ را زمين گذاشته دورش طواف مىكردند تا هم به اين وسيله سفر خود را مبارك سازند و هم محبت خود نسبت به كعبه و حرم را اظهار كرده باشند.
اين كارها باعث شد كه وثنيت در عرب شايع شود چه عرب اصلى و چه آنهايى كه در اصل عرب نبودند بعدها عرب شدند و ديگر از اهل توحيد كسى از اين انحراف سالم نماند مگر عدد اندكى كه در هيچ جا نامشان برده نمىشد. و از جمله بتهاى معروف در بين آنان بت هبل و اساف و نائله بود كه گفتيم: عمرو بن لحى آنها را از شام آورد و مردم را به پرستش آنها دعوت كرد (و از ديگر بتان آنان) بت لات و عزى و مناة و ود و سواع و يغوث
[١] ملل و نحل شهرستانى، ج ٢، ص ٢٣٧.
[٢] و شايد اينكه قرآن كريم اصرار دارد ابراهيم را به حنيف، و اسلام را به حنفيت توصيف كند همين باشد.